• تاریخ : ۳۱ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

ورشکستگی با ولخرجی های عشق پیری
یک روز تابستان زن میانسالی به اداره آمد و ناپدید شدن همسرش را گفته کرد. چهره آرام زن و نگرانی مصنوعی او همان زمان شک مرا برانگیخت، با این حال تحقیقات را آغاز کردیم.

اثری از «مراد» مرد گمشده در بیمارستان ها و کلانتری ها نبود. کسی هم به عنوان آدم ربا جهت درخواست پول برای آزادی مراد تماس نگرفته بود. از طرفی مشخص شد مراد مرد ثروتمندی بوده که چند ماه قبل به طرز مرموزی ورشکسته شده هست.
در پی علت این ورشکستگی بودیم که متوجه شدیم مراد مدتی هست با مرد جوانی به نام سیروس، مردی که سابقه کیفری داشت آشنا شده هست.
ردپای یک زن
همین طور که تحقیقات ما ادامه داشت، دریافتیم مراد با دختر جوانی به نام سهیلا هم مدتی هست آشنا شده و سهیلا هم خواهر سیروس هست.
سراغ افرادی رفتیم که از مراد بدهی داشتند، یکی از آنها در تحقیقات گفت: «مراد یکی از کسبه های خوشنام بازار بود و از آنجا که خیلی اعتبار داشت، چکش بدون هیچ ضامن و حرفی از طرف بازاری ها پذیرفته می شد. هر کجا چکی با مهر و امضای او بود، پذیرفته می شد و حتی نیازی به استعلام پول در حساب مراد نبود. تا این که چند روز پیش زن جوانی برای خرید به مغازه ام آمد، او چند سرویس طلا از من خریداری کرد و در ازای پول چکی را با مهر و امضای مراد داد. باتوجه به اعتبار مراد چک را قبول کردم، اما زمانی که برای وصول آن به بانک رفتم متوجه شدم حساب مراد خالی هست.
این حرف تمام شاکیان مراد بود و همه آنها از زنی صحبت می کردند که با چک های مراد، طلا و جواهر و وسایل خریده بود: چک هایی که اعتبار نداشت.
بازداشت مظنونان پرونده
احتمال دست داشتن سیروس و خواهرش سهیلا در ناپدید شدن مراد وجود داشت و به همین منظور هر دوی آنها بازداشت شدند. سهیلا که خود را در دام پلیس می دید، واقعیت را برملا کرد و گفت: «این کار نقشه سیروس بود، چند بار این کار را انجام داده و پول خوبی هم به جیب زده بودیم. …

اخبار پیشنهادی:

ورشکستگی با ولخرجی های عشق پیری

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما