• تاریخ : ۶ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

رکنا: جوانی که به اتهام ۸ فقره تجاوز به زنان پس از ربودن آنها اعتراف کرده در مصاحبه ای حرف های عجیبی زد.

دانلود ویدیو
به گفته گروه  جنایی  رکنا،  وی گفت: درجریان خواندن ماجرای خفاش شب و افراد  متجاوز Rapist  متوجه شدم که آنها محکوم به #اعدام شده اند. من که از زندگی خسته شده بودم تصمیم گرفتم زنان ودختران را بدزدم و… 
شهامت  قتل Murder  را نداشتم. می دانستم که با  کشتن Killing  یک نفر هم محکوم به  اعدام execution  می شدم. اما در خودم نمی دیدم که یک انسان را به قتل برسانم. ۶ ماهی هست که مواد مصرف می کنم.
اغلب شب ها این کار را می کردم. اما گاهی اوقات ظهرها هم دختران و زنان جوان را به عنوان مسافر سوار می کردم و پس از انتقال شان به محلی خلوت، با تهدید چاقو و پیچ گوشتی خودم را به صندلی عقب می رساندم و نقشه ام را اجرا می کردم. بعد همانجا قربانیان را پیاده می کردم و فرارمی کردم.  برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:
شناسایی دخترانی که با لباس پسرانه وارد ورزشگاه شده اند
انهدام باند خاله در بازار تجریش
شهادت دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد + عکس
خودسوزی یک خارجی در شهرک اتوبوسرانی یزد
دروغ بزرگ مینا دختر ۱۶ ساله / او نگفت باپسر جوان کجا رفته بود و!!!
فیلم لحظه تعقیب و گریز خیابانی و شلیک کارآگاهان به کفتار تهران + فیلم گفتگو و عکس
حکم قطع دست برای دانشجوی دکتری به خاطر ورود به خانه نوعروس از بالکن + عکس
زن فوتبالیست ایرانی که مامور پلیس را کشت
ناگفته های زنان تهرانی که سوار ارابه شیطان شدند / التماس کردم که رحم کن من متاهل هستم ولی!!! + فیلم و عکس
زنم ارتباط من و شیوا را فهمید / وقتی حرفهای پزشک زنم را شنیدم دنیا روی سرم خراب شد!
دختر اصفهانی: نمی خواستم خودکشی کنم! + عکس
جمعه خونین در مرز سروان + عکس ۱۴ شهید
لیلای ۵ ساله را از پارک دزدید و !!!
عجیب ترین شکایت در دادگاه خانواده تهران + عکس
دختر دانش آموز ارومیه ای مورد بی اخلاقی قرار گرفته اما آزار و اذیت نه
نقشه ۴ دزد ۱۷ ساله برای یک مرد قبل از جشن عروسی + عکس و گفتگو
داستان تلخ نوزادی که روی جسد خونین مادر خوابیده بود
ارتباط پنهانی تازه داماد با یک زن / قلبم سیاه شد و مینا را در لباس عروسی از دست دادم!
شوهر سابقم پس از ۵ سال جدایی مرا آزار می دهد و من چاره ای نداشتم تا اینکه!!!
قاتل روحانی روانی هست / خواب عجیبی دیدم و قرار شد یک حکم اجرا کنم!
ماجرای اذیت و آزار همسر بازیگر معروف لو رفت +عکس
تجاوز سریالی به زنان شوهردار در خیابان های خلوت تهران / این دزد ناموس سوار بر مزدا ۳ بود+عکس

  • تاریخ : ۶ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

سلامت و رفاه اجتماعی,مرکز اورژانس تهران

پیمان صابریان در حکمی سرپرست مرکز اورژانس تهران شد.

به گفته ایلنا، با حکم مشاور وزیر و سرپرست سازمان اورژانس کشور،  پیمان صابریان سرپرست مرکز اورژانس تهران شد

همچنین در حکم جداگانه‌ای، اسدالله موسوی رییس سابق مرکز اورژانس تهران به عنوان مشاور اجرایی رییس سازمان اورژانس کشور منصوب شد.

 

  • تاریخ : ۵ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

به گفته خبری پردیس نیوز از خرم‌آباد، سید موسی خادمی شامگاه پنجشنبه در جلسه هم‌اندیشی اعضای کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی با جامعه خیرین مدرسه‌ساز کشور که در سالن جلسات خانه  معلم برگزار شد اظهار داشت: بسیار متأسفیم که استان لرستان جز هدف خیرین هست که امیدواریم روزی در استان این‌قدر وضع خوب شود که مردم ازنظر سرمایه و توانمندی نه‌تنها نیازمند نباشند بلکه بتوانند به سایر استان‌ها مساعدت کنند.

وی افزود: اکنون وضعیت مدارس استان لرستان به‌گونه‌ای هست که نیازمند کمک خیران هستیم که باید اطلاع‌رسانی انجام شود تا حمایت‌های لازم در این زمینه انجام شود.

استاندار لرستان با اشاره به اینکه بسیاری از بزرگان از مناطق محروم و دورافتاده رشد یافته‌اند، عنوان کرد: از خیران مدرسه‌ساز کشور انتظار درخواست می‌شود برای رشد و توسعه استان در حوزه ساخت مدارس به لرستان کمک کنند تا بخشی از مشکلات حل شود.

وی بیان کرد: این قول را می‌دهیم هر میزان خیران به ساخت مدرسه در لرستان کمک کردند استانداری لرستان نیز به همان میزان در سال آینده مساعدت کند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۵ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

رکنا: زن جوان وقتی برای قرض گرفتن پول پا به خانه دوستش گذاشت فکر نمی کرد در دام شیطانی برادر دوستش گرفتار شود.

این زن که پس از این ماجرا در دام اخاذی های برادر دوستش گرفتار شده بود مدتی بعد همراه شوهرش نقشه قتل Murder مرد آزارگر را کشید. شوهر این زن پس ازقتل مرد آزارگر و جنایتی فجیع جنازه تکه تکه شده را در احمد آباد شهریار رها کرد. پرونده این زن و شوهر شش سال پس از جنایت Crime و با کش و قوس فراوان قضایی سرانجام با پرداخت دیه به اولیای دم مختومه شد. گفت وگوی اختصاصی تپش با شوهر افغان این زن را می خوانید.
چقدر درس خوانده ای؟
هیچ گاه به مدرسه نرفته ام، اما می توانم بخوانم و بنویسم.
شغلت چیست؟
قبل از این ماجرا من و همسر دومم فریبا در یک باغ بزرگ در شهریار سرایدار بودیم.
فرزند هم داری؟
دو فرزند از زن اولم دارم. چهار ماه بود با فریبا ازدواج کرده بودم که این ماجرا پیش آمد و ناچار شدم دست به قتل بزنم. من در آن زمان ۳۴سال داشتم.
همسر اول و فرزندانت کجا هستند؟
آنها در افغانستان هستند. چون مدت طولانی بود که برای کار به ایران آمده بودم از طریق یکی از دوستانم با فریبا آشنا شدم و با او ازدواج کردم.
چرا به ایران آمدی؟
در افغانستان کار مناسبی نداشتم. پسرعمو و پسر دایی هایم هم برای کار به ایران آمده بودند.
فریبا قبلا ازدواج نکرده بود؟
نه. او ۲۸ سال داشت که با من ازدواج کرد.
مقتول را می شناختی؟
نه، هیچ وقت او را ندیده بودم. فریبا گفته بود حبیب برادر دوست صمیمی اش هست.
چطور متوجه ماجرا شدی؟
فریبا زن شادی بود، اما چند روزی بود که افسرده شده و با کسی صحبت نمی کرد. چند بار خواستم با او صحبت کنم، اما هربار به بهانه ای گریه می کرد. دو ماه از این ماجرا گذشته بود که متوجه شدم همسرم آرام و قرار ندارد. هر بار که کسی با گوشی موبایل او تماس می گرفت یا پیامکی برایش ارسال می کرد حال فریبا بد می شد. این موضوع را فهمیده بودم به همین دلیل گوشی او را بررسی کردم و متوجه مزاحمت های حبیب برای او شدم.
همسرت چطور ماجرا را برایت توضیح داد؟
او گفت مدتی پیش به خانه دوستش حدیث رفته بود تا از او پول قرض بگیرد، اما دوستش در خانه نبود و برادرش حبیب او را به خانه دعوت کرده بود . فریبا می گفت وقتی وارد خانه دوستش شده برادرش او را آزار داده و از او فیلم گرفته بود . حبیب تهدید کرده بود اگر فریبا در این رابطه حرفی به من بزند فیلم را در شهریار پخش می کند و آبرویش را می برد. همسرم هم چون بتازگی با من ازدواج کرده بود چند ماه این راز را از من پنهان نگه داشت، اما حبیب دست بردار نبود و مدام فریبا را تهدید می کرد، به او زنگ می زد و پیامک می فرستاد تا از او پول بگیرد. فریبا از نظر روحی به هم ریخته بود که من متوجه ماجرا شدم.
وقتی ماجرا را فهمیدی چه عکس العملی نشان دادی؟
شوکه بودم. باورم نمی شد. می خواستم حبیب و فریبا را با هم بکشم، اما چند شبانه روز به این ماجرا فکر کردم تا این که همسرم پیشنهاد قتل حبیب را مطرح کرد. من هم پذیرفتم.
چطور نقشه قتل را اجرا کردید؟
من فریبا را مجبور کردم با حبیب تماس بگیرد و او را به باغ دعوت کند. او با حبیب تماس گرفت و گفت باید به باغ بیاید و در غیاب من فیلم سیاهی را که از او تهیه کرده پس بدهد. عصر ۱۴ دی سال۹۰ بود که حبیب وارد باغ شد.
چرا به پلیس Police اطلاع ندادی و از دادگاه کمک نخواستی؟
اشتباه کردم. حالا فهمیدم بهتر بود قبل از این که خودم دست به کار شوم و حبیب را بکشم ماجرا را به پلیس اطلاع می دادم. در آن صورت شش سال از زندگی ام در زندان Prison هدر نمی رفت.
از ماجرای قتل بگو.
به محض این که حبیب وارد باغ شد و دیدم فیلم را همراه خودش نیاورده از اتاق بیرون رفتم و با چوب به سر حبیب زدم. فریبا با دیدن این صحنه وحشت زده بود که از او خواستم باغ را ترک کند. من به تنهایی حبیب را خفه کردم و وقتی مطمئن شدم جان سپرده در انتهای باغ گودالی کندم و جنازه را آنجا دفن کردم. وقتی فریبا به خانه برگشت گفتم حبیب را کشته ام و جنازه اش را به بیرون از باغ برده ام.
چرا پس از چند روز بار دیگر جنازه را از زیر خاک بیرون آوردی و آن را مثله کردی؟
وقتی خواهر حبیب به پلیس اعلام کرد برادرش ناپدید شده پلیس گوشی موبایل حبیب را بررسی کرده و متوجه شده بود آخرین بار فریبا با او تماس گرفته هست. همان روزی که پلیس به باغ آمد و همسرم را برای بازجویی با خود برد از پسر دایی ام کمک خواستم. من از ترسم جنازه را از زیر خاک بیرون آوردم و با کمک پسر دایی ام و با یک اره آن را تکه تکه کردیم و در احمد آباد شهریار انداختیم.
چطور دستگیر شدی؟
فریبا در همان بازجویی اول حقیقت را گفته بود. به همین دلیل صبح روز بعد دستگیر شدم و به قتل اعتراف کردم. با نشانی هایی که به پلیس دادم بقایای جنازه حبیب در حاشیه شهریار پیدا شد.
هیچ وقت از قتل پشیمان نشدی؟
نه. حبیب مستحق مرگ بود. او دست به جنایت کثیفی زده بود که باید کشته می شد. می دانستم شرع و دین هم چنین فردی را مستحق مرگ می داند و ریختن خون او اشکالی ندارد.
چرا پرونده ات شش سال طول کشید و با کش و قوس قضایی زیادی روبه رو شد؟
اولین بار در شعبه ۱۱۳دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدم که قضات دادگاه پذیرفتند به خاطر اعتقادم به مهدور الدم بودن قربانی او را کشته ام. به همین خاطر مرا به پرداخت دیه و ۱۰ سال زندان محکوم کردند و همسرم به ۲سال زندان محکوم شد، اما این حکم در دیوان عالی کشور تایید نشد.
وقتی شنیدی این حکم تایید نشده و باید دوباره محاکمه شوی چه حالی داشتی؟
می دانستم در افعانستان اگر کسی را که به همسر یا خواهرت تجاوز Rape کرده بکشی هیچ مجازاتی نداری. امیدوار بودم قضات دادگاه ایران هم حرفم را باور کنند و بپذیرند به خاطر اعتقادم به مهدورالدم بودن حبیب او را کشته ام.
در دومین جلسه دادگاه چه گذشت؟
من توضیح دادم که از کشتن Killing حبیب پشیمان نیستم و حتی اگر اعدام execution شوم از عملی که مرتکب شده ام راضی هستم. فیلم سیاهی که حبیب از همسرم تهیه کرده بود پیدا شد و قضات دادگاه حرف هایم را باور کردند. هر چند برای فریبا و پسر دایی ام که در مخفی کردن جنازه به من کمک کرده بود حکم زندان صادر شد، اما من از قصاص معاف شدم. طولانی شدن رسیدگی به پرونده ام و کش و قوس های قضایی فراوان باعث شد رئیس قوه قضاییه پرونده ام را بررسی و پیشنهاد مصالحه با پرداخت دیه را مطرح کند.
وقتی شنیدی از قصاص معاف شده ای و با پرداخت دیه می توانی از زندان آزاد شوی چه حالی داشتی؟
باورم نمی شد. وقتی این موضوع را از قاضی Judge دادگاه شنیدم اشک ریختم. من گفتم از قتل حبیب پشیمان نیستم، اما از خداوند بارها طلب بخشش کرده ام. فریبا هم در جلسه دادگاه حضور داشت. او مدتی قبل به خاطر سقوط Fall از روی تخت زندان دچار شکستگی مهره کمر شده و با ویلچر به دادگاه منتقل شده بود. وقتی این موضوع را شنید به گریه افتاد. من وضع مالی بدی ندارم. دیه را به اولیای دم می پردازم تا بعد از شش سال از زندان آزاد شوم.
بعد از آزادی Freedom قصد داری چه کار کنی؟
نمی دانم. در این مدت از فرزندانم بی خبر بودم. می خواهم به آنها سر بزنم و زندگی آرامی برای آنها و فریبا فراهم کنم. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:
میترا ۱۲ ساله ۳ شبانه روز در مخفیگاه شیطان اسیر بود!
راز تبهکاری ۲ مرد در پاتوق سیاه دختر فراری + عکس
شناسایی دخترانی که با لباس پسرانه وارد ورزشگاه شده اند
انهدام باند خاله در بازار تجریش
شهادت دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد + عکس
خودسوزی یک خارجی در شهرک اتوبوسرانی یزد
دروغ بزرگ مینا دختر ۱۶ ساله / او نگفت باپسر جوان کجا رفته بود و!!!
فیلم لحظه تعقیب و گریز خیابانی و شلیک کارآگاهان به کفتار تهران + فیلم گفتگو و عکسحکم قطع دست برای دانشجوی دکتری به خاطر ورود به خانه نوعروس از بالکن + عکس
زن فوتبالیست ایرانی که مامور پلیس را کشت
ناگفته های زنان تهرانی که سوار ارابه شیطان شدند / التماس کردم که رحم کن من متاهل هستم ولی!!! + فیلم و عکس
زنم ارتباط من و شیوا را فهمید / وقتی حرفهای پزشک زنم را شنیدم دنیا روی سرم خراب شد!
دختر اصفهانی: نمی خواستم خودکشی کنم! + عکس
جمعه خونین در مرز سروان + عکس ۱۴ شهید
لیلای ۵ ساله را از پارک دزدید و !!!
عجیب ترین شکایت در دادگاه خانواده تهران + عکس
دختر دانش آموز ارومیه ای مورد بی اخلاقی قرار گرفته اما آزار و اذیت نه
نقشه ۴ دزد ۱۷ ساله برای یک مرد قبل از جشن عروسی + عکس و گفتگو
داستان تلخ نوزادی که روی جسد خونین مادر خوابیده بود
ارتباط پنهانی تازه داماد با یک زن / قلبم سیاه شد و مینا را در لباس عروسی از دست دادم!
شوهر سابقم پس از ۵ سال جدایی مرا آزار می دهد و من چاره ای نداشتم تا اینکه!!!
قاتل روحانی روانی هست / خواب عجیبی دیدم و قرار شد یک حکم اجرا کنم!
ماجرای اذیت و آزار همسر بازیگر معروف لو رفت +عکس
تجاوز سریالی به زنان شوهردار در خیابان های خلوت تهران / این دزد ناموس سوار بر مزدا ۳ بود+عکس

طرز تهیه خورش آلو اسفناج مجلسی

هم اکنون در بخش آشپزی مجله آنلاین فارسی ها با طرز تهیه خورش آلو اسفناج مجلسی بسیار خوشمزه و لذیذ در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

طرز تهیه خورش آلو اسفناج مجلسی طرز تهیه خورش آلو اسفناج مجلسی

خورش آلو اسفناج

خورش آلو اسفناج ، از خورش های لذیذ سنتی ایرانی است که در مجالس رسمی یکی از بهترین گزینه ها است .

مواد لازم

آلو جنگلی ۳۰۰ گرم

گوشت مرغ یا گوساله ۵۰۰ گرم

پیاز ۱ عدد

اسفناج ۷۰۰ گرم

تره ۳۵۰ گرم

روغن به مقدار لازم

نمک و فلفل سیاه به مقدار لازم

طرز تهیه

ابتدا پیاز ها را خرد کرده و سپس سرخ میکنیم .

گوشت های خرد شده را به آن اضافه میکنیم و کمی با هم تفت میدهیم .

وقتی گوشت تغییر رنگ داد ، ۲ پیمانه آب به مواد اضافه میکنیم .

حرارت را کم میکنیم و اجازه میدهیم گوشت بپزد .

اسفناج و تره را پس از شستن خرد مکنیم و روی شعله میگذاریم تا آب آنها کمی تبخیر شود .

مقداری روغن به سبزی اضافه میکنیم و کمی بعد آلو و نمک و فلفل را نیز اضافه میکنیم .

پس از سرخ شدن سبزی ، آن را به گوشت اضافه میکنیم و میگذاریم خورش خوب جا بیفتد .

میتوانید به عنوان چاشنی از آبلیمو یا لیمو عمانی نیز استفاده کنید .

همچنین به شما کاربران گرامی پیشنهاد میکنیم در فارسی ها بخوانید :

طرز تهیه خورش کنگر با گوشت

نوشته طرز تهیه خورش آلو اسفناج مجلسی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

گزیده اشعار کوتاه فریدون مشیری

هم اکنون در قسمت شعر از بخش سرگرمی مجله آنلاین فارسی ها با گزیده اشعار کوتاه فریدون مشیری در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

گزیده اشعار کوتاه فریدون مشیری گزیده اشعار کوتاه فریدون مشیری

فریدون مشیری

فریدون مشیری ، شاعر برجسته معاصر ، در ۳۰ شهریور سال ۱۳۰۵  در تهران به دنیا آمد .

مشیری سرودن شعر را از ۱۵ سالگی آغاز کرد .

اولین مجموعه شعرش تشنه طوفان نام داشت که در سال ۱۳۳۴ منتشر شد .

او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد .

حاص این ازدواج دو فرزند به نام های بابک و بهار بود .

مشیری در ۳ آبان ۱۳۷۹ بر اثر بیماری سرطان در ۷۴ سالگی در تهران درگذشت .

در ادامه چند شعر کوتاه از فریدون مشیری ، شاعر فرهیخته کشورمان بخوانبد .

نایافته

گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی میکشم از پنجره سر

اندوه ، که خورشید شدی ، تنگ غروب

افسوس ، که مهتاب شدی وقت سحر

غروب نابهنگام

چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی ،

جهانی عشق در من آفریدی ،

دریغا ، با غروب نابهنگام ،

مرا در دام ظلمت ها کشیدی .

مکتب عشق

سیه چشمی به کار عشق استاد ،

به من درس محبت یاد میداد .

مرا از یاد برد آخر ولی من

بجز او عالمی را بردم از یاد .

ماه و سنگ

اگر ماه بودم ، به هر جا که بودم ،

سراغ تو را از خدا می گرفتم .

و گر سنگ بودم، به هر جا که بودی ،

سر رهگذار تو جا می گرفتم .

اگر ماه بودی – به صد ناز – شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

و گر سنگ بودی ، به هر جا که بودم

مرا می شکستی ، مرا می شکستی .

اوج

ای ره گشوده در دل دروازه های ماه !

با تو سن گسسته عنان ، از هزار راه ،

رفتن به اوج قله مریخ و زهره را تدبیر میکنی ،

آخر به ما بگو

کی قله بلند محبت را تسخیر میکنی ؟

غیر از مهر تو

ای عشق به جز تو همدمی دارم ؟ نه

یا جز غم تو ، دگر غمی دارم ؟ نه

با این هه زخم های کاری که زدی

غیر از مهر تو مرهمی دارم ؟ نه

مرگ در مرداب

لب دریا رسیدم تشنه ، بی تاب ،

ز من بی تاب تر ، جان و دل آب ،

مرا گفت : از تلاطم ها میاسای !

که بد دردی است جان دادن به مرداب !

در بلندی های پرواز

زمان در خواب و دریا قصه پرداز ،

خیالم در بلندی های پرواز ،

ز تلخی های بی پایان ، می رسیدم

به شیرین شگفتی های آغاز !

دریا و خورشید

سر از دریا برون آورد خورشید

چو گل ، بر سینه دریا درخشید

شراری داشت ، بر شعر من آویخت

فروغی داشت ، بر روی تو بخشید !

هیچ و باد

هیچ و باد است جهان ؟

گفتی و باور کردی ؟

کاش ، یک روز ، به اندازه “هیچ”

غم بیهوده نمی خوردی !

کاش ، یک لحظه ، به سرمستی باد

شاد و آزاد به سر می بردی !

دلی از سنگ می خواهد

خروش و خشم طوفان است و دریا

به هم میکوبد امواج رها را .

دلی از سنگ میخواهد ، نشستن

تماشای هلاک موج ها را !

همچنین در فارسی ها بخوانید :

نوشته گزیده اشعار کوتاه فریدون مشیری اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۵ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

محیط زیست,محیط‌بان

سرپرست روابط عمومی پارک ملی کیاسر از زخمی شدن یک محیط بان توسط یک شکارچی در این پارک خبر داد.

کامیار ولی پور در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره جزییات این حادثه گفت: حوالی ساعت ۱۵ امروز محمد علی روحی محیط بان پارک ملی کیاسر در حال گشت زنی در مارک بوده که با یک شکارچی روبرو خواهد شد.

او ادامه داد: متاسفانه این شکارچی محیط بان را از فاصله ۲۰ متری مورد هدف گلوله قرار می دهد و آقای روحی از ناحیه شکم و پا مجروح خواهد شد.

سرپرست روابط عمومی پارک ملی کیاسر با بیان اینکه این محیط بان به بیمارستان امام منتقل شده هست گفت: این شکارچی شناسایی و در تلاش برای دستگیری او هستیم.

 

استاتوس و پیامک روز نوجوان ۹۶

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها مجموعه کامل استاتوس و پیامک روز نوجوان ۹۶ را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

۸ آبان ماه نوجوان ۱۳ ساله به نام محمد حسین فهمیده در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید .

به همین دلیل این روز را روز نوجوان و بیسج دانش آموزی نامیدند .

استاتوس و پیامک روز نوجوان 96 استاتوس و پیامک روز نوجوان 96

پیامک روز نوجوان

بگذار آسان و بی کاستی ، شعله های کوچک اندیشه و احساس در تو شکوفا شود !

روز نوجوان مبارک باد ..

.

این تردیدها نشانه های خوبی است که تو را به ساحل امن آرامش می رساند اگر سرکوبشان نکنی

و بهانه بی حالی و بی تحرکی نسازیشان بلکه قدرشان را بدانی

و از آنها پلی بسازی به سوی بزرگ ترهایی که حالا از مزرعه تجربه و علمشان خوشه های کمال می چینند .

نوجوان روزت مبارک ..

.

تا سال ها بعد به بازخوانی خوش خاطرات بنشینی ..

روز نوجوان مبارک ..

.

استاتوس و پیامک روز نوجوان

.

نوجوانان را در ياب كه اين گروه در پذيرش هر خوبی بيشتر شتاب مي‏كنند .

امام صادق (ع)

.

امروز هستی پیر و کهن احساس می کند که به مرز بلوغ خویش دوباره نزدیک می شود هم آهنگ با تو !

روز نوجوان فرخنده باد ..

.

چه دلهره های دلکش و اضطراب های غريبی است اين ترانه رويش و اين عطش بی امان دانستن !

قدر سرگيجه هايت را قدر پرسش هايت را خوب بدان !

بگذار آسان و بی کاستی ، شعله های کوچک انديشه و احساس در تو شکوفا شود !

روز نوجوان مبارک ..

.

قلب نوجوان ، همچون زمين ناكشته است كه هر چه در آن افكنده شود می ‏پذيرد ..

امام علی (ع)

.

تو یک الگوی زیبا هم داری ..

نوجوانی که مثل تو بود و دلی داشت که از حسرت پرواز به ارتفاع ها بی تاب شده بود ..

وقتی فهمید که با نیروی بی نهایت و زلالش می تواند عزت ایران و ایرانی را که به تاراج می رفت ..

به اندازه ساقه دوازده ساله اش بازگرداند، دیگر درنگ و تردید نکرد ..

تن خود را به نارنجک های خشمگین و آتشین سپرد و تانک های زوزه کش را ذلیل به هوا پرتاب کرد اما با تقدیم جانش شرف یک ملت را ضمانت کرد .

پس آن گاه بود که خمینی بزرگ او را رهبر خواند ..

.

هرگاه نوجوانی را سرزنش مي‏كنی ، جايی برای عذرخواهی از گناهش برای او باقی بگذار تا نيافتن راهی برای عذرخواهی ، او را به ستيز ه‏جويی نكشاند .

امام علی (ع)

.

اس ام اس تبریک روز نوجوان ۸ آبان ۹۶

.

نوجوان اما پر از دلدادگی است ..

او پر از انگیزه آزادگی است ..

بوی باروت و مسلسل، بوی خون ..

جانفشانی های پی در پی جنون ..

واحد پول جنون پروانگی است ..

شعله های آتش و دیوانگی است ..

روز نوجوان مبارک باد ..

.

تو به جمع گرم ساقه های سبز و نوجوان پیوسته ای و این، سرآغاز شاد و شیرین جست وجوگری توست.
روز نوجوان مبارک

.

در وجود من طراوت بهار همیشه جاری است ..

روح من همیشه سبز است و سرشار از شور و نشاط ..

از پا نشستن و فرو ماندن ، بی‏تفاوتی و لغزش ، در قاموس زندگی من معنا ندارد که من نوجوان بسیجی‏ام .

غیرت و مردانگی ، حمیت و آزادگی و عزت و سربلندی ، اولین درس ‏هایی است که آموخته‏ام و آخرین درسم را با پرواز کردن در آسمان نور و معنا ، با بالهای خونین ، همراه با نسیم شهادت جشن خواهم گرفت ..

روز نوجوان مبارک باد ..

.

وقت آن رسيده است که خود را با آسمانی ترين روزها بسنجی و با توانستن برابر بدانی ..

روز نوجوان مبارک باد ..

نوشته استاتوس و پیامک روز نوجوان ۹۶ اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۵ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

فرزاد حسنی مجری

فرزاد حسنی مجری , فرزاد حسنی در گفتگویی از زندگی شخصی خودش صحبت کرده هست. او در بخشی از این مصاحبه می گوید: «زمانی که هنوز سواد نداشتم، مادرم برایم کتاب می خواند. مادرم مثل همه ی مامانها خیلی اصرار داشت بچه ها خواب بعداز ظهر داشته باشند و کتاب قصه می خواند تا بخوابیم. یادم هست “تام انگشتی” جزو اولین کتاب هایی بود که برایمان خواند. البته بیشتر وقت ها “کیهان بچه ها” می خواند که سه شنبه ها آن را می خریدیم.

 

فرزاد حسنی مجری

گفتگو با فرزاد حسنی

جالب اینکه من و برادرم فرهاد فقط یک سال و هشت ماه با هم اختلاف سنی داریم ، هر کدام یک کیهان بچه ها برای خودمان می خریدیم. در واقع، اولین ارتباط ما با مکتوبات به وسیله مادرم برقرار شد. بعد ها که خودم شروع به خرید کتاب و مطالعه کردم، کتابهای انتشارات امیرکبیر را می گرفتم.. آن موقع هنوز فروشگاه های “کوروش” بود که اسمشان شده بود “قدس”، من از آنجا کتاب می خریدم.»

فرزاد حسنی مجری صدا و سیما

فرزاد حسنی در پاسخ به این سوال که ترانه هایتان بر چه اساسی به ذهنتان می آید؟ می گوید:
«ترانه هایم بیشتر عاشقانه هست.

کمتر ترانه ای گفته ام مه اجتماعی باشد.
بعضی از ترانه هایم سفارش خواننده ها هست و امکان دارد در مورد موضوعی سفارشی داده باشند با مثلا برای تیتراژ مجموعه ها و برنامه های تلویزیونی باشد.

در این صورت باید ترانه به ذات آن برنامه یا مجموعه تلویزیونی بخورد. بخشی از ترانه هایم را هم بر حسب احوالی که دارم یا مطلبی که در ذهنم هست یا در روابط انسانی و عاطفی وجود دارد، می گویم.
البته همه شعرهایم در قالب ترانه نیست؛

مثنوی و غزل هم می گویم اما منتشر نشده اند. ترانه بازار بهتری دارد.
خواننده می خواند و بیشتر بین مردم می گیرد، پس نشر آن هم بیشتر هست.»

 

فرزاد حسنی مجری

فرزاد حسنی مجری مشهور

ترانه های فرزاد حسنی

حسنی می گوید:
«نمی دانم چقدر ترانه گفته ام وهنوز جمع شان نکرده ام.
مدت ها هست در فکر انجام این کار هستم و فکر می کنم در آستانه ۴۰ سالگی باید جمع و منتشرشان کنم. به زودی این کار را خواهم کرد.»

او در رابطه با توصیف ۴۰ سالگی می گوید:
«از نظر خودم با ۵ سال بعد یا قبل فرقی ندارم اما آدم های اطراف جو می دهند و هر کدام نظر مختلفی دارند.»

فرزاد حسنی در پاسخ به این سوال که آیا به ازدواج فکر می کند، می گوید:
«ازدواج چیزی هست که انسان هر لحظه و همیشه به آن به فکر می‌کند. ازدواج یک مرتبه می‌آید و تو را درگیر می کند و آدم همیشه باید برای پذیرش آن آمادگی داشته باشد.
من همیشه سعی می کنم آمادگی پذیرش زندگی مشترک را داشته باشم.»

مجله دیده بان

صفحه 10 از 69
»... قبلی 6789101112131415 بعدی 203040...«