• تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

دنیای اقتصاد، نوید شکراللهی:ادامه فعالیت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به شکل فعلی یا تبدیل آن به وزارتخانه، مساله‌ای هست که به‌طور جدی از زمان مجلس هشتم مطرح بوده هست. طرح تبدیل این معاونت ریاست‌جمهوری به وزارتخانه از این رو مطرح شد که ریاست این سازمان در برابر نمایندگان مجلس پاسخگو باشد.

 

به‌نظر می‌رسد فروردین‌ماه امسال با تایید فوریت طرح تشکیل وزارتخانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با ۱۳۷ رای موافق، این تلاش‌ها وارد مرحله جدی‌تری شده؛ تلاش‌هایی که همواره موافقان و مخالفان خود را داشته هست. در همین راستا، مهم‌ترین پیشنهادهای مطروحه ادغام سازمان با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تبدیل سازمان فعلی به وزارتخانه بی‌کم و کاست، تفکیک به وزارت گردشگری و سازمان میراث‌فرهنگی و صنایع دستی و در آخر، ایجاد وزارت متشکل از سه سازمان گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی بوده‌اند. در این بین، تجارب جهانی نشان می‌دهند کشورهایی در زمینه گردشگری با تحول و جهش مواجه شده‌اند که ساختارهای دولتی مربوط به گردشگری خود را اصلاح کرده و به تبع آن در سیاست‌های کلان گردشگری خود تجدیدنظر کرده‌اند.

در بعضی کشورها مدیریت گردشگری در دست نهادی در سطح اداره‌ای دولتی هست. در بعضی دیگر اداره این امور برعهده مقامات محلی بوده و تعدادی از کشورها نیز یک وزارتخانه را در راس رسیدگی به امور گردشگری گمارده‌اند. ترکیه، اندونزی، مالزی، فرانسه، الجزایر و… از جمله کشورهایی هستند که امور مرتبط با گردشگری در آنها در سطح وزارتخانه پیگیری می‌شود و به تبع آن، تحت نظارت نیز قرار دارند. سه کشور ترکیه، اندونزی و مالزی از تجربه‌های موفق توسعه در صنعت گردشگری هستند. بررسی تجربه این سه کشور در زمینه ساختار مدیریت کلان گردشگری از این جنبه حائز اهمیت هست که هر سه پشتوانه فرهنگی و منابع تقریبا مشابه ایران دارند و مطالعه آنها می‌تواند برای رسیدن به یک نسخه ایرانی از مدیریت گردشگری راهگشا باشد.

 

ترکیه؛ جهش ۱۳میلیونی

در سال ۱۸۸۳ میلادی، نمایشگاهی از سفرهای لوکس به‌راه افتاد که مسافران را با قطار از پاریس به استانبول می‌رساند. این نمایشگاه جایگاهی تاریخی در شروع توسعه گردشگری ترکیه دارد و دنیای غرب را با جاذبه‌های گردشگری ترکیه آشنا ساخت. در دوران جمهوری و درسال ۱۹۲۳، «انجمن مسافران» تاسیس شد که در سال ۱۹۳۰ نام خود را به «باشگاه گردشگری و خودرو ترکیه» تغییر داد و سال‌ها به عنوان یک نهاد دولتی در ساماندهی گردشگری ترکیه نقش ایفا کرد. این نهاد برای نخستین بار دفترچه‌های راهنمای گردشگری و نقشه‌های راه را برای گردشگرانی که به ترکیه سفر می‌کردند، تهیه کرد و دوره‌هایی آموزشی در امور گردشگری به‌راه انداخت.

اولین مشارکت رسمی دولت ترکیه در حوزه گردشگری به سال ۱۹۳۴ برمی‌گردد که در وزارت اقتصاد این کشور بخش گردشگری دایر شد و نمایشگاه گردشگری آن سال را در سطحی دولتی برگزار کرد. با برگزاری نخستین جلسات کمیته مشاوران دولت در امور گردشگری، علاقه دولت به حضور در این حوزه شکل گرفت و منجر به ایفای نقش پررنگ گردشگری در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه این کشور شد. قانون‌گذاران و سیاستمداران ترکیه به‌دلیل فقدان یک طبقه کارآفرین با انباشت سرمایه و تجربه کافی، گردشگری را به عنوان یک پاسخ و راه حل سیاسی برای مشکلات اقتصادی کشور تشخیص دادند. به این ترتیب «بانک گردشگری» برای سازماندهی سیاست‌های گردشگری و در راستای تامین بودجه بخش خصوصی در سال ۱۹۵۵ تاسیس شد و ایجاد دیگر زیرساخت‌های گردشگری به سایر نهادهای دولتی واگذار شد.

این بانک بعضی از ساختمان‌های تاریخی را برای اهداف گردشگری خریداری، بازسازی و اعتبار پروژه‌های هتل را تامین می‌کرد. در دهه ۵۰ و ۶۰ سیاست‌های گردشگری در سطح کابینه دولت مورد توجه قرار داشت و امور آن از طریق وزرا پیگیری می‌شد. بسیاری اعتقاد دارند دلیل ورود دولت به این حوزه، نتیجه افزایش بحران در تراز پرداخت‌ها به‌دلیل آزادسازی‌های اقتصادی کنترل‌نشده بود؛ چراکه دولت اعتقاد داشت گردشگری پتانسیل بسیار زیادی برای افزایش اشتغال و بهبود بحران کمبود ارزهای خارجی دارد. سال‌های پس از آن، سرمایه‌گذاری‌های انبوهی، چه از طرف بخش خصوصی و چه دولت، در حوزه گردشگری ترکیه انجام گرفت. با وجود اصلاح زیرساخت‌ها و بهبود صنعت حمل‌ونقل در این کشور، گردشگری این کشور در دورانی رونق یافت که ترکیه از فقدان یک دولت قوی که ثبات سیاسی و اقتصادی به‌همراه بیاورد رنج می‌برد. دهه ۹۰ با وقوع بحران خلیج‌فارس، تروریسم، جنگ داخلی در یوگسلاوی سابق، بحران اقتصادی سال ۹۴ و دو زمین لرزه در منطقه شمالغرب، صنعت گردشگری ترکیه در معرض بحران‌های جدی قرار گرفت. در سال ۲۰۰۱ ترکیه یکی از بدترین بحران‌های اقتصادی خود را تجربه کرد و در عرض یک‌سال تولید ناخالص داخلی این کشور شدیدا کاهش یافت. این بحران و عواقب آن نشان داد که نه دولت، و نه شرکت‌های گردشگری نتوانسته بودند که این رویداد را پیش‌بینی کنند و پس در مقاوم‌سازی این صنعت در مقابل چنین بحران‌هایی آمادگی کافی نداشتند.

به این ترتیب، ترکیه با اقداماتی ویژه در سطوح سازمانی، منطقه‌ای و ملی به این بحران پاسخ داد. در سال ۲۰۰۳ ترکیه اقدام به تاسیس «وزارت فرهنگ و گردشگری» کرد و سیاست‌گذاری در این حوزه را تا سطح وزارتخانه ارتقا بخشید. این تغییر ساختاری شاید یکی از دلایل مهم افزایش تعداد گردشگران ورودی به این کشور از ۸میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۲۱میلیون نفر در ۲۰۰۵ باشد. این وزارتخانه، با تدوین برنامه‌ای ۱۶ ساله و با هدف‌گذاری برای سال ۲۰۲۳ که صدمین سال تاسیس این کشور هست، سیاست‌گذاری‌های کلانی در حوزه گردشگری انجام داد و دست به اصلاحات نهادی و ساختاری گسترده‌ای زد. این طرح، با هدف استفاده عاقلانه از دارایی‌های طبیعی، فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی ترکیه، همکاری‌های بین بخش خصوصی و دولتی را افزایش می‌دهد و استراتژی‌های بلندمدتی را در رابطه با برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری، سازماندهی، تحقیق و توسعه گردشگری ارائه کرده هست.

 

اندونزی؛ یک وزارت اختصاصی

با نگاهی به تجربه‌اندونزی در زمینه اصلاح نهادهای دولتی مرتبط با گردشگری، می‌توان گفت با حرکت این نهادها به سمت یک وزارتخانه مستقل، گردشگری در این کشور روند رو به رشدی را طی کرده هست. تا پیش از دهه ۹۰ به امور گردشگری این کشور تنها در سطح یک اداره پرداخته می‌شد. با تاسیس وزارت «گردشگری، پست و مخابرات»، این صنعت برای نخستین بار در اندونزی در سطح وزارتخانه دنبال شد. در هفتمین «کابینه توسعه» که از سوی رئیس‌جمهوری سوهارتو معرفی شد، وزارتخانه جدیدی به نام «فرهنگ، هنر و گردشگری» ایجاد شده بود که مدیریت صنعت گردشگری کشور به آن سپرده شد. در سال ۲۰۱۱ گردشگری از فرهنگ و هنر جدا شد، و وزارتخانه جدیدی با عنوان «گردشگری و اقتصاد خلاق» دایر شد که با تمرکز بیشتری بر این صنعت نظارت داشت. نهایتا و در سال ۲۰۱۴ بود که با تاسیس «وزارت گردشگری»، این صنعت به‌طور خاص توسط یک وزارتخانه تحت مدیریت قرار گرفت.

 

مالزی؛ فرهنگ و گردشگری زیر یک پرچم

صنعت گردشگری در مالزی نیز سهم بسزایی در رشد اقتصادی این کشور داشته و دارد و موجب افزایش سرمایه‌گذاری و فراهم آوردن فرصت‌های شغلی بسیار شده هست. گردشگری در حال حاضر پس از صنعت، بیشترین سهم را از تولید ناخالص داخلی این کشور به خود اختصاص داده و ۲۳ درصد از نیروی کار این کشور به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در گردشگری فعالیت دارند که گواه اشتغال‌زایی بالای این حوزه در این کشور هست. «سازمان توسعه جهانگردی» اولین نهاد دولتی در مالزی بود که مدیریت امور گردشگری کشور را به دست گرفت و زیر نظر وزارت صنایع و تجارت این کشور تشکیل شد. ۱۵ سال بعد، وزارت «فرهنگ، هنر و گردشگری» در دولت مالزی دایر شد و مدیریت گردشگری این کشور در سطح وزارتخانه دنبال می‌شد. در سال ۲۰۰۴ این وزارتخانه به دو حوزه کاری تفکیک شد و امور مربوط به گردشگری به‌طور متمرکزی در وزارت تازه‌تاسیس گردشگری اداره می‌شد. در ۱۰ ماه اول این سال، مالزی ميزبان بيش از ۱۳ ميليون گردشگر خارجي بود.

پس از روشن شدن اهمیت گردشگری برای سیاستمداران مالزیایی، این صنعت سهم بیشتری از بودجه‌ها را در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه این کشور به خود اختصاص داد. امروزه این کشور خود را به عنوان یک قطب گردشگری در جنوب شرق آسیا به دنیا شناسانده و شعار «مالزی، همان آسیاست» را برای جذب گردشگر انتخاب کرده هست. در سال ۲۰۱۳، وزارت گردشگری مجددا ادغام شد و در حال حاضر زیر نظر وزارت «فرهنگ و گردشگری» به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد. تجربه سه کشور ترکیه، مالزی و اندونزی نشان می‌دهد که اصلاح نهادهای متولی حوزه گردشگری و حرکت به سمت تاسیس وزارت گردشگری، با جهش اقتصاد گردشگری این کشورها همبستگی قابل ملاحظه‌ای داشته هست؛ هرچند که صرف اختصاص دادن یک وزارتخانه به این حوزه، الزامی برای رونق آن به‌وجود نمی‌آورد و تجربه این سه کشور نشان می‌دهد که پیش از هر چیز، سیاستمداران آنها به پتانسیل‌های بسیار بالای اقتصادی و اشتغال‌زایی گردشگری پی برده و حمایت از این صنعت را در برنامه‌های توسعه کشور لحاظ کردند. این موضوع، همان چیزی هست که مورد توقع بسیاری از کارشناسان و فعالان گردشگری ایران نیز هست و با توجه به هدف‌گذاری اقتصادی دولت دوازدهم بر اشتغال‌زایی و خروج از رکود، انتظار می‌رود حرکت‌های جدی در راستای بهبود سیاست‌گذاری‌ها در این حوزه و اصلاح نهادها انجام پذیرد.



  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

به گفته خبری پردیس نیوز از سنندج، سیدعزیز هاشمی بعدازظهر امروز در جلسه ستاد توسعه باغات اراضی شیب‌دار که در سازمان جهاد کشاورزی کردستان برگزار شد، اظهار داشت: ۷ هزار سرپرست خانوار از طریق بازارچه مرزی رسمی و غیررسمی شهرستان مریوان امرار معاش می‌کنند.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان مریوان تصریح کرد: ایجاد شغل پایدار نیازمند سرمایه‌گذاری و توسعه زیر ساخت‌هاست و برای تأمین امنیت شغلی در استان نیازمند ایجاد شغل پایدار هستیم.

طرح توسعه باغات دیم در ۱۱۲ روستای شهرستان سقز اجرا می‌شود

در ادامه محمد نافع علائی‌نیا اظهار داشت: در وزارت جهاد کشاورزی مرزنشینی و کوله‌بری اهمیت ویژه‌ای دارد و مشکلات آنان به‌جدیت پیگیری می‌شود.

وی گفت در شهرستان سقز ۱۱۲ روستا برای اجرای طرح توسعه باغات دیم مورد تأیید کمیته استان قرار گرفته هست.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان سقز تصریح کرد: برای حفظ منابع و اراضی ملی قوانین سختی لازم هست و از اراضی ملی باید بهره‌برداری اقتصادی صورت بگیرد.

وی گفت: موضوعات مطرح شده در این جلسات با بحث‌ها و اقدامات انجام شده در شهرستان‌ها بسیار متفاوت هست.

علائی‌نیا افزود: در جلسات برگزار شده در سنندج حقوق عرفی ۹۵ درصد مباحث را تشکیل می‌دهد اما در شهرستان‌ها یک درصد را هم شامل نمی‌شود.

وی اظهار کرد: در جلسات برگزار شده در شهرستان‌ها بیشتر بحث ابطال و پروانه مطرح هست و ما فکر می‌کردیم که این جلسات باعث حل مشکلات و موضوعات مطرح شده می‌شود اما اینگونه نیست.

تولید محصولات زراعی از طریق دیمزارها به نفع اقتصاد استان کردستان هست

کریم شریفی نیز در این جلسه اظهار داشت: پدیده کوله‌بری از سیاست‌های اقتصادی و بازرگانی کشور ایجاد شده هست.

وی گفت: هر چقدر تولید محصولات باغی و زراعی از طریق دیم‌زارها صورت بگیرد به نفع اقتصاد کشور و استان خواهد بود.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان بانه با تاکید بر حل سیاست‌های بازرگانی اقتصادی کشور تصریح کرد: تصریح کرد: چرا کشور عراق با توجه به اینکه رفاهیات کمتری نسبت به کشور ما دارد کوله‌بر ندارد؟ پس باید موضوع کوله‌بری در استان پیگیری و حل شود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

رکنا: کارمند شرکت خصوصی که ۲۰ سال در فکر انتقام از همسر سابق و فراری اش بود، سرانجام با اجرا گذاشتن مهریه ۷ هزار سکه ای، و کشف ردپای شوهرسابقش که مدرس دانشگاه شده هست، او را به زندان انداخت.

وقتی منشی شعبه ۲۴۴ طرفین پرونده را ساعت ۱۰ صدا زد، دو زن و یک مرد وارد دادگاه خانواده شدند. مرد میانسال «شهاب» نام داشت که همسر سابق «مینو» بود. او حالا برای پرداخت مهریه پس از۲۰ سال به دادگاه فراخوانده شده بود. زن دیگری هم شهاب را همراهی می کرد که همسر فعلی اش بود. این زن ومرد با گذشت سال ها از طلاق شان، حالا هر یک زندگی مستقلی داشتند و از قضا هر کدام پدر و مادر دو فرزند نوجوان بودند. اما آنچه آنها را پس از سال ها رو در روی هم قرار داده بود دادخواست مطالبه مهریه چند هزار سکه ای مینو بود.بعد از ورودشان به دادگاه،  قاضی Judge  «حمیدرضا رستمی» از زن ومرد خواست بنشینند. دقایقی بعد از بررسی پرونده رو به مرد گفت:«طبق مدارک، شما ۲۰ سال پیش حکم طلاق گرفته اید، اما گویا از این مهریه سنگین حتی یک سکه هم به همسر سابقتان پرداخت نکرده اید. دلیل  فرار Escape  شما از پرداخت بدهی تان چه بوده؟»
مرد نگاهی به همسرش انداخت و جواب داد: «من از همه جا بی خبر بودم. آن سال ها وقتی دیدم همسراولم پیگیر مهریه اش نیست؛ تصور کردم حق وحقوقش را بخشیده. اما پس از سال ها و با اجرا گذاشتن مهریه اش موفق شده دستور جلبم را بگیرد. حالا هم با وثیقه آزاد هستم.»
مینو که تا آن لحظه سکوت کرده بود ناگهان با صدای بلند گفت:«خیر آقای قاضی. او فراری بود و چون درشمال زندگی می کرد نمی توانستم ابلاغ را به دستش برسانم. اقوام و خانواده اش هم همکاری نمی کردند. خوشبختانه با ثبت اسامی و مشخصات افراد در سامانه های معاملات موفق شدم ردش را بزنم و محل زندگی اش را شناسایی کنم. او فرد مسئولیت پذیری نبود و در طول دو سه سالی که با هم زندگی کردیم همیشه از پول خرج کردن شانه خالی می کرد و بهانه می آورد که دانشجو هست و نباید تحت فشار قرار بگیرد. یادم هست یک روز که نامزد بودیم جلوی یک لباس فروشی ایستادم یک دامن زیبا را به او نشان دادم، اما به جای خریدن آن در خیابان داد و فریاد راه انداخت و آبروریزی کرد. هر وقت هم به او اعتراض می کردم که چرا حاضر نیست برای زندگی اش هزینه کند، سر و صدا می کرد و با حالت قهر به خانه مادر یا خواهرش می رفت. متأسفانه بعد از یک سال فهمیدم که پدرش ورشکسته هست در حالی که روز خواستگاری با ماشین گرانقیمت و لباس های شیک آمده بودند و خودشان را کارخانه دار معرفی می کردند. با این حال من همه سختی ها را تحمل کردم تا اینکه یک بار به بهانه ای کتکم زد و یک هفته در خانه حبسم کرد. بعد از آن دیگر دلسرد شدم و خواهش کردم طلاقم دهد.»
قاضی رستمی پرسید: «مهریه تان چقدر بود؟ چرا قاضی وقت فقط یک سوم حقوق ایشان را به عنوان اقساط در نظر گرفته اند؟»
زن پاسخ داد: «مهریه من ۷۰۰۰ سکه بود که در روز دادگاه به طور توافقی از ۴۰۰۰ سکه گذشت کردم و چون همسرم هیچ چیزی به نام خودش نداشت، قرار شد یک سوم حقوقش را هر ماه به حساب من واریز کند. اما تا من به تهران آمدم خانه پدری اش را عوض کرد و دست من از دریافت مهریه ام کوتاه ماند. خوشبختانه همسر دومم مرد خوب و ثروتمندی هست، خودم هم در یک شرکت مدیر هستم، اما حالا که پیدایش کرده ام می خواهم به تلافی آن روزهای سخت و سال ها فرار، تنبیهش کنم تا بداند که…»
همسر شهاب که تا آن لحظه فقط گوش می کرد، رو به قاضی گفت:«خدا را شکر که وضع مالی این خانم خوب هست. اما شوهرم هیچ مالی ندارد و همین ماشین و خانه را هم با حقوق معلمی من خریده ایم که به نام او نیست. جای ثابتی هم کار نمی کند. پس طی لایحه ای تقاضای اعسار در پرداخت مهریه نوشته ایم که تقدیم می کنم.»
قاضی از مرد پرسید:«در این ۲۰ سال هیچ اندوخته و پس اندازی نداشته ای؟»
شهاب جواب داد:«متأسفانه چند بار کارهایی مثل پرورش بوقلمون، تولید قارچ و این نوع کارها را امتحان کردم که موفق نبودم. این اواخر هم شریکم صد میلیون سرمایه ام را برداشت و ناپدید شد. حالا فقط دلم به چند ساعت تدریس در دانشگاه خوش هست. حالا تنبیه کردن من چه دردی ازهمسرسابقم دوا می کند نمی دانم؟»
مینودراین هنگام حرف او را قطع کرد و گفت:«یادت هست وقتی که می خواستیم جدا شویم با پدرت دوره افتاده بودید در میان فامیل من داستان می بافتید و آبرو ریزی می کردید؟ یادت هست چه بلایی بر سر جهیزیه من آوردی؟ آن کارها چه دردی را دوا می کرد؟ حالا نوبت من هست.»
قاضی سپس زن و مرد را به آرامش فراخواند و با توضیح اینکه مهریه دینی هست که به هر حال باید پرداخته شود آنها را به سازش دعوت کرد. اما مینو و شهاب هر کدام روی حرف خودشان پافشاری می کردند. با پایان رسیدگی به پرونده قاضی اعلام کرد بزودی رأی خود را صادر خواهد کرد. زن و مرد میانسال هم از همان راهی که آمده بودند به خانه هایشان بازگشتند. شاید هر دو نفر به خاطره مشترک روز عقدشان فکر می کردند، به روزی که مهریه ای ۷۰۰۰ سکه ای در نظر گرفتند و در جواب پچ پچ دیگران می گفتند؛ «مهریه را کی داده و کی گرفته.»  برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

به گفته سفیر روسیه در تهران بعضی روزها سفارتخانه این کشور برای ایرانی‌ها ۸۰۰ تا ۹۰۰ روادید صادر می‌کند. لوان جاگاریان در گفت‌وگو با «ایسنا» …

به گفته سفیر روسیه در تهران بعضی روزها سفارتخانه این کشور برای ایرانی‌ها ۸۰۰ تا ۹۰۰ روادید صادر می‌کند. لوان جاگاریان در گفت‌وگو با «ایسنا» ضمن بیان این مطلب افزود: «اکثرا ویزا‌هایی که صادر می‌شود گردشگری و عده‌ای از متقاضیان نیز تاجر و دانشجو هستند. اگر تجار در روسیه میزبان داشته باشند برای سفر مساله‌ای ندارند.» وی خاطرنشان کرد: «سال گذشته بیش از ۶۳ هزار ایرانی از روسیه بازدید کردند. ما علاوه بر تهران، در رشت و اصفهان هم برای مسافران ایرانی روادید صادر می‌کنیم.» به گفته وی، در روسیه نسبت به حضور ایرانی‌ها و چینی‌ها رویکرد مثبتی وجود دارد و هر چقدر ایرانی بیشتری به روسیه سفر کند، بهتر هست.

 

این دیپلمات روس درباره نتایج متقابل قراردادهای گردشگری منعقد شده میان دو کشور و اینکه آیا روسیه هم اقدام متقابلی برای فرستادن گردشگر به ایران دارد نیز تصریح کرد: «ما نمی‌توانیم به زور گردشگران را به ایران بفرستیم. ایران کشوری باستانی و تاریخی هست؛ ولی محدودیت‌هایی دارد. این محدودیت‌ها باعث می‌شود روس‌ها تایلند، امارات، اروپای جنوبی و ترکیه را ترجیح دهند.» جاگاریان افزود: «ما این محدودیت‌ها را درک و آن را رعایت می‌کنیم و به آن احترام می‌گذاریم. ولی گردشگران ما ترجیح می‌دهند به جای دیگری سفر کنند.»

او درحالی این موضوع را مطرح می‌کند که گردشگران آلمانی،‌ اسپانیایی، ایتالیایی و فرانسوی بسیاری با وجود همین چارچوب‌ها به ایران سفر می‌کنند. سفیر روسیه خاطرنشان کرد: «ما نمی‌توانیم خیلی به اتباع خود اصرار کنیم؛ زیرا در صورتی که اتفاقی بیفتد، باعث دردسر سفارت می‌شود و ما مجبور هستیم مداخله کنیم. اما به هر حال کسی هم جلوی آمدن آنها را نگرفته و مشکلی ایجاد نمی‌کند.» جاگاریان تاکید کرد: «این وظیفه سفارت ایران در روسیه هست که گردشگران روس را جذب کند. باید شرکت‌های گردشگری ایرانی با حمایت سفارت شما در مسکو فعال شوند.» به گفته وی، گفت‌وگو درباره جذب گردشگری وظیفه سفارتخانه‌ها نیست، بلکه وظیفه سازمان‌های گردشگری دو کشور هست. این دیپلمات روس درباره لغو روادید ایران با روسیه نیز اظهار کرد: «من در مصاحبه‌های بسیار تاکید کردم که حرف‌های من درست منعکس شود. ما در حال حاضر فقط در مورد لغو روادید برای گردشگران صحبت می‌کنیم. لغو روادید برای گروه‌های گردشگر هست که از ۵ تا ۵۰ نفر باشند.»

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

حرفهای جمشید مشایخی در جشن منتقدان , اگر حرفی در مورد عزت الله انتظامی زدم، به هیچ‌ عنوان‌ تصور نمیکردم چنین حواشی ای به همراه داشته باشد.

حرفهای جمشید مشایخی در جشن منتقدان

حرفهای جمشید مشایخی در جشن منتقدان , جمشید مشایخی در گفت و گویی، به حواشی پیش آمده در جشن منتقدان و حرفهایش در مورد عزت الله انتظامی واکنش نشان داد و گفت:

– من دیروز حال جسمی خوبی نداشتم. می توانید از دبیر این جشن آقای گودرزی بپرسید.
بارها به ایشان گفتم مرا از آمدن معذور بدارید چون حال جسمی ام مناسب نیست.
بیمار هستم. اما دوستان اصرار داشتند حتما بیایم.

– اگر حرفی در مورد عزت الله انتظامی زدم، به هیچ‌ عنوان‌ تصور نمیکردم چنین حواشی ای به همراه داشته باشد. یک لحظه عصبانی شدم و آن حرفها را زدم.
اگر میدانستم قرار هست این همه ماجرا پیش بیاید محال بود چیزی بگویم.
درست هست که در این سینما همه زحمت کشیده اند و فقط یک نفر زحمت نکشیده، اما من راضی نیستم احدی به انتظامی بی احترامی کند.

حرفهای جمشید مشایخی در جشن منتقدان
جمشید مشایخی در جشن منتقدان

– در این جشن من حرفهایی زدم و رفتم. بعد دو جوان روی سن آمدند و حرفهایی در مورد حرفهایم زدند. خوب، تمام شد رفت. آن دو جوان هم لزومی نداشت چیزی بگویند. حالا گفتند. تمام شد ماجرا. ادامه دادن ندارد.
اینکه به یک ماجرا هی دامن بزنیم چه فایده ای دارد؟
واقعا از به وجود آمدن این حواشی ناراحتم.

– شنیدم چند سایت در واکنش به حرفهای من به آقای انتظامی بد گفتند. خیلی غمگین شدم.
کاش مثل این چند دهه دیشب هم سکوت میکردم. راضی نیستم احدی به ایشان بد بگوید.

– حرفهای من در مورد ایشان حرفهای شخصی من بود، رابطه ی خودمان هست. یک لحظه عصبانی شدم و چیزی گفتم که نباید میگفتم. حالم‌ خوب نبود. باید سکوت میکردم.

حالا خواهشا کسی دیگر این ماجرا را ادامه ندهد. کسی هم از حرفهای من بر علیه ایشان سو استفاده نکند.

حرفهای جمشید مشایخی در جشن منتقدان
عزت الله انتظامی

سینما تیکت

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

به گفته خبری پردیس نیوز از لاهیجان، سعید آگشته صبح امروز در مراسم اختتامیه هشتمین جشنواره ملی تئاتر شهروند لاهیجان اظهار داشت: ۳۱۰ اثر از ۲۵ استان کشور برای اجرای خیابانی در جشنواره ملی تئاتر شهروند لاهیجان شرکت کردند.

دبیر هشتمین جشنواره ملی تئاتر شهروند لاهیجان با اشاره به اینکه در جشنواره ملی تئاتر شهروند لاهیجان در مرحله اول ۷۵ اثر از ۳۱۰ اثر شرکت کرده انتخاب شده هست گفت: ۲۰ اثر توسط داوران برای اجرا در خیابان‌های لاهیجان انتخاب شد.

شهردار لاهیجان با بیان اینکه ۲۰ اثر منتخب از ۱۲ استان کشور انتخاب شده بود عنوان داشت: بیش از ۲۴۰ اجرا از ۲۰ اثر انتخاب شده در طی ۳ روز در نقاط مختلف از خیابان‌های شهر لاهیجان برگزار شد.

آگشته شهر لاهیجان را تجلی‌گاه زندگی هنرمندانه بیان کرد و اعلام داشت: هنر یک میل ذاتی هست و با گره خوردن هنر به زندگی مردم در شهرها می‌توان گام مهمی در بهتر شدن کیفیت زندگی مردم برداشت.

وی با اشاره به اینکه مدافعان حرم هنرمندانه به‌شهادت می‌رسند و در مقابل دشمن می‌ایستند خاطرنشان کرد: اگر مدافعان حرم در مقابل دشمنان هنرنمایی نکنند فضایی برای برگزاری همایش‌ها در کشور باقی نمی‌ماند.

فرماندار لاهیجان نیز در این جلسه اظهار داشت: امروزه توسعه و پیشرفت کشورها علاوه بر تکنولوژی به هنر بستگی دارد و هنر نقش بسیار ارزنده‌ای در توسعه کشورها ایفا می‌کند.

سید محمد احمدی با اشاره به کار هنرمندانه مردم ایران در جریان پیروزی انقلاب و پشیبانی از امام راحل بیان داشت: کیفیت زندگی ارتباط مستقیم با سبک زندگی دارد و هنر نقش ویژه‌ای در بهتر شدن کیفیت زندگی ایفا می‌کند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز

ابتکار مرد نانوا برای دستگیری سارق مغازه اش جواب داد و او را به دام انداخت.

به گفته جام جم، ۴ مرداد امسال صاحب نانوایی سنگکی با حضور در دادسرای شهر پردیس از دستبرد به مغازه اش خبر داد.
شاکی به قاضی پرونده گفت: سال هاست نانوایی را اداره می کنم و پنج کارگر دارم. سارق همراه دیگر کارگرانم در نانوایی می خوابید و من هم بابت کارش در نانوایی ماهانه سه میلیون تومان به او پرداخت می کردم. شب گذشته زمانی که همکارانش خواب بودند، چهار عدد گوشی تلفن همراه متعلق به آنها همراه نیم کیلو زعفران و هفت میلیون تومان پول را که داخل گاوصندوق نانوایی بود دزدید و فرار کرد. بعد هم با ارسال پیام هایی در تلگرام تهدیدم کرد اگر از او شکایت کنم، دوباره به مغازه ام دستبرد می زند و این بار بلایی بر سر من و کارگرانم می آورد و جانمان را می گیرد.
همزمان با شکایت این مرد، تحقیقات برای یافتن سارق فراری ادامه داشت تا این که شاکی برای یافتن سارق اموالش دست به اقدامی عجیب زد. او تنها عکسی را که از کارگر سارق داشت، از طریق تلگرام برای همه افرادی که مغازه های نانوایی در پردیس، حومه آن و محله های تهران داشتند، ارسال کرد و به همکاران خود ماجرای سرقت را خبر داد. همچنین از آنها خواست در صورت دیدن متهم فراری با پلیس تماس بگیرند.
مالباخته فکر نمی کرد اقدامش به ثمر بنشیند. چند هفته ای از این کار وی نگذشته بود که روزهای پایانی هفته گذشته مردی نانوا در حوالی میدان ونک با شاکی پرونده تماس گرفت و اعلام کرد نمی دانسته که این جوان سارق هست و امروز که این عکس به دستش رسیده تازه متوجه شده مردی که یک هفته هست در نانوایی اش کار می کند، سارق فراری هست.
مالباخته به محض شنیدن …

اخبارپیشنهادی:

  • تاریخ : ۲۹ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : نیوز


خبری مهر، گروه جامعه – مسعود بُربُر
: عیسی کلانتری دهمین فردی هست که سکان کشتی سرگردان محیط زیست ایران را در دست گرفته هست. از زمان انقلاب اسلامی بدین سو نیز ۷ نفر پیش از او ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ایران را بر عهده گرفته‌اند. گفتگوی کوتاهی با کارشناسان حوزه نشان می‌دهد عملکرد هیچ یک از رؤسای سازمان حفاظت محیط زیست حتی به نزدیکی موفقیت‌های بنیانگذار این سازمان راه نبرده هست. اکنون باید دید آیا کلانتری قصد دارد و می‌تواند یادگاری متفاوت از رؤسای پیشین از خود به یادگار بگذارد یا خیر.


اسکندر فیروز، رئیس ماندگار

سازمانی که امروز حفاظت محیط زیست نام دارد در سال ۱۳۴۶ و با نام «سازمان شکاربانی و تا این لحظه بهترین مدیری که سازمان حفاظت محیط زیست به خود دیده بنیانگذار و نخستین مدیرش اسکندر فیروز بود که درواقع توانست نه تنها مفهموم محیط زیست را در ایران جا بیاندازد بلکه به عنوان یک شخصیت بین‌المللی توانست یک نهضت محیط زیستی راه بیاندازد نظارت بر صید» تاسیس شد. اسکندر فیروز که بنیانگذار این سازمان بود تا سال ۱۳۵۶ بر آن ریاست کرد.

مدیرکل مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست درباره دوران مدیریت فیروز می‌گوید: تا این لحظه بهترین مدیری که سازمان حفاظت محیط زیست به خود دیده بنیانگذار و نخستین مدیرش اسکندر فیروز بود که درواقع توانست نه تنها مفهموم محیط زیست را در عالی ترین سطح قدرت در حکومت ایران جا بیاندازد بلکه به عنوان یک شخصیت بین‌المللی توانست یک نهضت محیط زیستی راه بیاندازد.

محمد درویش تأکید می‌کند: اولین کنوانسیون محیط زیستی جهان یعنی کنوانسیون رامسر را که توجه جهانیان را به تالاب‌ها جلب کرد اسکند فیروز راه انداخت. او نایب رئیس اجلاس جهانی استکهلم بود و این مقام را تا کنون در هیچ دوره دیگری نداشته‌ایم. در سخنرانی که آنجا داشت صحبت بهره‌برداری عقلایی از سرزمین را مطرح کرد و شاید اولین کسی در جهان بود که به صورت رسمی و در این سطح مفهوم توسعه پایدار را مطرح می‌کرد و گفت “اگر جهانیان با همین روش به مصرف منابع ادامه دهند دیری نخواهد پایید که دیگر کره زمین نیازهایشان را نمی‌تواند برآورده کند”. هشت سال بعد در ۱۹۸۰ پیش‌بینی او به واقعیت پیوست و میزانتولید و مصرف کره زمین با هم برابر شد.

وی تصریح می‌کند: فیروز کسی بود که به او دبیرکلی اتحادیه جهانی حفاظت IUCN پیشنهاد شد و تا کنون به هیچ ایرانی دیگری این پیشنهاد نشده هست. سه گونه گیاهی و جانوری به نام او نامگذاری شده که هیچ ایرانی دیگری این افتخار را هم ندارد و این‌ها نشان دهنده آن هست که شخصیت ممتازی بوده هست. او به ایرانیان یاد داد به مرداب بگویند تالاب و به شکاربان بگویند محیط‌بان و به حیات وحش نگویند شکار. قوانینی که در سال ۱۳۵۳ در کشور وضع شد که هنوز هم بسیاری از آن‌ها وجود دارد مرهون حضور اسکندر فیروز بوده هست. او هنوز هم با علاقه در صحنه محیط زیست حضور دارد و پیگیری می‌کند و به جز او و معصومه ابتکار دیگر روسای
وجه مشترک همه روسای بعدی این بود که هیچ کدام محیط زیستی نبودند. نه در تخصص و شخصیت اجتماعی سازمان محیط زیست وقتی از این سازمان رفتند محیط زیست را فراموش کردند.

اسماعیل کهرم، پرنده‌شناس و استاد سرشناس حوزه محیط زیست نیز درباره دوران ریاست وی می‌گوید: اسکندر فیروز اولین و بهترین رئیس من بود. علاقه به طبیعت را به ما یاد داد و تنها ایرانی بود که برای ریاست اتحادیه جهانی حفاظت نامزد شد. وجودش محیط زیستی بود و هنوز هم که بیش از ۹۰ سال سن دارد در حال نوشتن کتابی درباره محیط زیست هست. برای استخدام پرنده‌شناس در سازمان کنونی کنکور برگزار کرد و در زمان او سازمان محیط زیست در اوج اقتدار بود.

حسین آخانی استاد محیط زیست دانشگاه تهران نیز درباره او معتقد هست: اسکندر فیزور به عنوان بنیانگذار سازمان محیط زیست در زمانی که مسائل محیط زیستی در دنیا برجسته نبود می توان گفت بعضی در مقابل تخریب محیط زیست بیشتر و بعضی کمتر مقاومت کردند دستاوردهای بی نظیری داشت؛ زمانی که هنوز هیچ کس در خاورمیانه مفهوم محیط زیست را نمی شناخت و حتی غرب هم در حوزه محیط زیست پیشرفت چندانی نکرده بود وی سازمان قدرتمندی را بنیاد نهاد، پارک های ملی و ذخیره گاههای زیست کره را ثبت کرد و موفق شد یک کنوانسیون بسیار مهم را در ایران و به نام شهر رامسر به ثبت برساند اما حتی او نیز در زمان شاه تحمل نشد.


میراث سردرگم

با برکناری فیروز در سال ۱۳۵۶ منوچهر فیلی عهده‌دار این سمت شد. فردی که به گفته کهرم «از فولاد اهواز آمده و این کاره هم نبود» مدت کوتاهی ریاست سازمان را برعهده داشت و رفت. پس از او نیز عباس سمیعی بر سر کار آمد اما کشور در بحبوحه انقلاب بود و اتفاق خاصی نیافتاد. دکتر تقی ابتکار که دکترای مهندسی مکانیک از دانشگاه پنسیلوانیا داشت، رئیس بعدی بود که از آبان ۱۳۵۸ تا اسفند ۱۳۵۹ سکاندار سازمان محیط زیست شد. پیشنهاد اصل ۵۰ قانون اساسی که می‌گوید «در جمهوری‏ اسلامی، حفاظت‏ محیط زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل‌های‏ بعد باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‏ شود. از این‏ رو فعالیت‌های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیرقابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا کند، ممنوع‏ هست» یادگار مدیریت او بود.

دو نفر طولانی ترین زمان را در این سازمان مدیریت کرده اند. یکی آقای منافی که پزشک بود و دیگری خانم ابتکار که ایمونولوژییست و یک فرد کاملا سیاسی استپس از او نیز رضاحسین میرزاطاهری و سپس هادی منافی ریاست سازمان را بر عهده داشتند. میرزاطاهری لیسانس علوم ریاضی داشت و سابقه فعالیت به عنوان بازرس نخست وزیر در دولت شهید رجایی، مدیرکل آموزش و پرورش استان سمنان و رئیس آموزش و پرورش منطقه ۱۵ تهران را در کارنامه خود داشت، او تا سال ۱۳۶۳ توانست بر کرسی ریاست سازمان حفاظت محیط زیست تکیه بزند. هادی منافی نیز پزشکی بود که سابقه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را بعد از انقلاب اسلامی در کارنامه خود داشت و از سال ۱۳۶۳ به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست فعالیت خود را آغاز کرد و ریاست وی در این سازمان تا شهریور ۱۳۷۶ ادامه داشت که بیشترین مدت زمان ریاست سازمان محیط زیست تا کنون به شمار می‌رود.

محمد درویش درباره این دوران می‌گوید: روسای بعدی سازمان کسانی بودند که یا مثل آقای میرزاطاهری آمده بودند سازمان را منحل کنند و یا اصولاً علاقه و شناختی از سازمان محیط زیست نداشتند و تنها آدرس اداره را گرفته بودند تا آغاز به کار کنند.


ریاست ابتکار بر سازمان محیط زیست

از سال۱۳۷۶ معصومه ابتکار سکاندار ریاست سازمان محیط زیست شد. وی در این دوره به عنوان یکی از هفت «قهرمان زمین» سال ۲۰۰۶ سازمان ملل متحد انتخاب شد. حذف پیکان از خط تولید صنعت کشور نیز در نتیجه تلاش‌های معصومه ابتکار رخ داد.

حسین آخانی با اشاره به تغییرات متعدد پیش از سکانداری ابتکار می‌گوید: اگر بخواهیم روسای سازمان محیط زیست را مقایسه کنیم اسکندر فیروز با فاصله بسیار بسیار زیادی از همه روسای بعدی سازمان متمایز هست. وجه مشترک همه روسای بعدی این بود که هیچ کدام محیط زیستی نبودند. نه در تخصص و شخصیت اجتماعی. فیروز اگر چه مهندس بود ولی شخصیت اجتماعی و حرفه ای او باعث شده بود محیط زیستی باشد و این ویژگی بعد از ۴ دهه از زمان مسئولیت در ایشان از بین نرفته و وی در ۹۰ سالگی هنوز درباره محیط زیست کتاب می نویسد.

این استاد دانشگاه تهران توضیح می دهد: از این وجه مشترک که بگذریم من به شخصه نمی توانم بگویم رئیس دیگری عملکرد بهتری داشته زیرا بقیه همان سازمانی را که از فیروز تحول گرفتند با کیفیتی بسیار پائین تر از زمان او مدیریت کرده اند و چیزی که اضافه نکردند هیچ، داشته های ما را هم از دست دادند.

وی تصریح کرد: دو نفر طولانی ترین زمان را در این سازمان مدیریت کرده اند. یکی آقای منافی که پزشک بود و دیگری خانم ابتکار که ایمونولوژییست و یک فرد کاملا سیاسی هست.

اسماعیل کهرم استاد محیط زیست و پرنده شناس نیز درباره روسای بعدی سازمان محیط زیست می گوید: وقتی اسم رئیس سازمان محیط زیست می آید من یاد دو نفر یعنی اسکندر فیروز و معصومه ابتکار می افتم. خانم ابتکار در دوره اول که من مشاور معاونش یعنی آقای نجفی بودم یک هزارم امکانات آقای فیروز را نداشت. در زمان آقای فیروز، ما ۳ هواپیمای ۶ نفره، ۴ نفره و دو نفره در خود سازمان داشتیم که من هر وقت دلم می خواستم حکم می گرفتم و به همدان، کرمان و دیگر نقاط کشور می رفتم. آن زمان ۱۵ کارشناس خارجی داشتیم که هر کدامشان اکنون برجستگان حیاط وحش دنیا شده اند. حق ماموریت و حقوق ما در زمان آقای فیروز وسوسه برانگیز بود اما خانم ابتکار در شرایط بی‌پولی به سازمان آمد اما با جیب خالی آن را مدیریت کرد و سازمان را به دولت بعدی رساند.

محمد درویش هم تأکید می‌کند: عملاً بسیاری از مردم پیش از معصومه ابتکار سازمان محیط زیست را با سازمان بهزیستی اشتباه می‌گرفتند. نه فقط مردم که خیلی از نمایندگان مجلس و مدیران هم از زمانی که معصومه ابتکار در دولت هفتم قدرت را در پردیسان به دست گرفت بود آرام آرام شاهد مطالبات محیط زیستی بودیم و رشد تشکل‌های مردم‌نهاد را دیدیم و قوانینی در حوزه حراست از محیط زیست وضع شد اما در طول هشت سال بعدی ما شاهد مدیرانی بودیم که آشکارا یا فهمی از محیط زیست نداشتند یا آمده بودند تا صدای محیط زیست را خفه کنند.


آن‌ها که به کسی کار نداشتند

پس از معصومه ابتکار فاطمه واعظ جوادی به ساختمان پردیسان آمد. جوادی دکترای دیرینه‌شناسی و چینه‌شناسی داشت و تنها سابقه مشخص او استادیاری گروه علوم زمین دانشگاه شیراز بود. آن‌گونه که اسماعیل کهرم یادآوری می‌کند: خانم جوادی خود به مرحوم صدوق گفته بود «قبل از آنکه من را در این چاه بیندازند من بودم و کتابهایم و کامپیوترم.» یعنی ایشان اصلا برای این کار ساخته نشده بود. اما ایشان به هر صورت کاری به کار کسی نداشت و آسیبی به محیط زیست کشور نمی‌رسید.


آن‌ها که به همه کار داشتند

با آغاز به کار دولت دهم محمدجواد محمدی‌زاده با مدرک فوق لیسانس بهداشت به سازمان محیط زیست آمد. کسی که به گفته کهرم و بر خلاف جوادی به همه کار داشت! این پرنده‌شناس و استاد محیط زیست تأکید می‌کند: در دوره ایشان دو تا ببر را به ایران آوردند که یک ماده ۴ ساله و یک نر دو ساله بود. این دو حیوان را که برایشان هزینه های بسیار سنگینی در سمسکنده و میان کاله انجام شده بود را بسیار ناشیانه به جان هم انداختند و ببر ماده ببر نر را درید و کشت و آن هزینه ها و اتاق ها که آماده کرده بودند هم پوسید و ببر ماده اکنون در انزوا هست و به زودی می میرد و با این کار، کارشناسان ما را هم بدنام کردند.

حسین آخانی استاد محیط زیست دانشگاه تهران نیز در این باره می‌گوید: تنها می توان گفت بعضی در مقابل تخریب محیط زیست بیشتر و بعضی کمتر مقاومت کردند. اگر بخواهم عملکرد منفی را مقایسه کنم آقای محمدی زاده برجسته تر از بقیه بود. ایشان چهره ای اجرایی بود که به ناحق به محیط زیست آورده شد.

درویش نیز درباره مدیریت محمدی‌زاده معتقد هست: اصولاً او کسی بود که در دوره استانداری‌اش در خراسان رضوی آشکارا مدیر منابع طبیعی استان را تهدید کرده بود که اگر اجازه ندهی تا تغییر کاربری در عرصه‌های محیط زیست رخ بدهد و صاحب یک سایت صنعتی نشویم اصلاً ما مدیری به نام مدیر منابع طبیعی نمی‌خواهیم! چنین آدمی وقتی رئیس سازمان محیط زیست بشود دست کم مشخص هست که عشق و علاقه‌ای به محیط زیست ندارد و عملکردش هم طی چهار سال همین را نشان داد و خودش هم اعتراف کرد که من هیچ کاری برای محیط زیست در این چهار سال نکردم.


بازگشت ابتکار

آغاز به کار دولت حسن روحانی با تأخیری طولانی در معرفی رئیس سازمان محیط زیست همراه بود اما سرانجام بار دیگر نام معصومه ابتکار به عنوان رئیس این سازمان اعلام شد. ابتکار در دوره دوم مدیریت خود با چالش‌های بیشتری از جانب منتقدان رو به رو شد. موافقت با اجرای طرح گردشگری در آشوراده یکی از پربحث‌ترین درگیری‌های زمان مدیریت وی بود اما نقد جدی‌تر از جانب مخالفان ابتکار عملکرد سیاسی او بود. با این حال محمد درویش در این باره می‌گوید: مهم‌ترین اتفاق دوره دوم مدیریت ابتکار در سازمان محیط زیست این بود که مخالفان و کسانی که به محیط زیست هیچ توجهی نمی‌کردند تیترهای اولشان را به موضوعات محیط زیستی اختصاص دادند. یعنی حتی به بهانه مخالفت با ابتکار به محیط زیست توجه جدی‌تری شد. هیچ گاه در هیچ دوره‌ای به اندازه این چهار سال محیط زیست مورد توجه رسانه‌ها قرار نگرفت.

وی ادامه می‌دهد: در این دوره ما شاهد شکوفایی مدرسه‌های طبیعت بودیم که می‌تواند نسلی از ایرانیان را معرفی کند که دیگر نیاز نیست برایشان ثابت کنیم روز روشن و شب تاریک هست و خودشان پاسداران شایسته محیط زیست خود خواهند بود و متعارض به عرصه‌های طبیعی نمی‌شوند. حتماً چنین نسلی شلیک کننده به محیط‌بان‌ها و جنگل‌بان‌هایش نخواهد بود و رویشگاه‌های جنگلی را به عمد آتش نخواهد زد.

اسماعیل کهرم نیز درباره دوره دوم مدیریت ابتکار و سازمان محیط زیست می‌گوید: وی در این دوران همان روش و رویه قبل را داشت. سیستم مدیریت او با رئوفت و ملاحظه نسبت به کارکنان همراه بود و روزی که دو محیط بان در هرمزگان در یک روز کشته شدند وی فردایش به دیدار خانواده های آنان رفت و از آنان دلجویی کرد.

این پرنده‌شناس با تاکید بر کمبود بودجه سازمان محیط زیست در این دوره گفت: شاهکار ایشان مدیریت سازمان محیط زیست در اوج شرایط دست تنگی بود. یک بار ساعت ۹ شب معاون ایشان آقای مجابی را در سازمان دیدم که با خوشحالی می گفت کهرم بالاخره گرفتم! آنقدر نشستم تا حقوق این ماه کارکنان را گرفتم!


کلانتری، بیم‌ها و امیدها

سرانجام عیسی کلانتری در کابینه دوازدهم سکان سازمان حفاظت محیط زیست را در دست کلانتری امروز با زمان وزارت تفاوت جدی دارد زیرا اکنون چند سال هست که مدیریت ستاد احیای دریاچه ارومیه را برعهده داشته هست گرفت. اگرچه کلانتری در مقایسه با دیگر گزینه‌های مطرح شده پیشینه قابل طرح‌تری در حوزه محیط زیست داشت و وزارت کشاورزی و ریاست ستاد احیای دریاچه ارومیه را در کارنامه خود به ثبت رسانده بود اما طرح نامش از آغاز چندان با خوش‌آمدگویی محیط‌زیستی‌ها همراه نبود.

منتقدان کلانتری نگران نگاه سازه‌ای و همچنین عدم حاکمیت نگاه محیط زیستی در حوزه‌های مدیریتی پیشین وی بودند. این منتقدان می‌گفتند کلانتری کسی هست که توسعه نیشکر را در خوزستان گسترش داد و این موضوع منجر به نابودی و دست کم خسارت‌های گسترده در محیط زیست این استان شد. همچنین طرح پیشنهادهای گوناگون سازه‌ای از جمله انتقال آب برای نجات دریاچه ارومیه به این نگرانی دامن زده بود. این منتقدان از همزمانی ریاست او بر سازمان محیط زیست همزمان با انتخاب حبیب‌الله بی‌طرف به عنوان وزیر نیرو که نامش با سدسازی و طرح‌های انتقال آب از زاگرس به کویر گره خورده ابراز نگرانی می‌کردند. حمایت از محصولات تراریخته از دیگر نگرانی‌های فعالان محیط زیست نسبت به ریاست کلانتری بر این سازمان بود.

اگرچه منتقدان سهم کلانتری را در خشکی دریاچه ارومیه به دلیل گسترش بی‌رویه کشاورزی در حوضه آبریز این دریاچه پررنگ می‌دیدند اما موافقان او عملکردش در ستاد احیای دریاچه ارومیه را موفق ارزیابی می‌کردند چرا که به گفته موافقان و بر اساس آمارها و گفته‌های دولت این ستاد با مجموعه‌ای از اقدام‌های گوناگون موفق شد وضعیت دریاچه را به تثبیت برساند.

حسین آخانی درباره پیش بینی وضعیت سازمان محیط زیست در دوران تصدی عیسی کلانتری می‌گوید: پیش بینی رفتار کلانتری مشکل خواهد بود زیرا وی خود در گروه مدیران اجرایی کشور قرار داشته و طبیعی هست که خودش در ایجاد وضعیت بد محیط زیست امروز ما نقش فعال و جدی داشته هست اما کلانتری امروز با زمان وزارت تفاوت جدی دارد زیرا اکنون چند سال هست که مدیریت ستاد احیای دریاچه ارومیه را برعهده داشته هست.

وی تصریح می‌کند: کلانتری اکنون از منتقدان سیاست های آبی کشور شده هست. نقش مدیریت آبی رتبه اول تخریب محیط زیست در ایران را داشته و ساختار هیدرولوژیک کشور را ویران کرده هست. آنچه امروز در جنگل و تالاب و مرتع می بینیم نتیجه نگاه ویرانگر وزارت نیرو و اصرار بر سدسازی و انتقال آب هست.

آخانی درباره انتظارش از کلانتری در دوران مدیریت نیز می‌گوید: انتظار ما این هست که به حرف هایی که مطرح کرده پایبند باشد زیرا به گفته خود او ادامه این راه تمدن ایرانی را به نابودی می کشاند. امیدواریم ایشان دخالت های اشتباه مهندسی در حوزه آب را متوقف کند اما در حوزه محیط زیست طبیعی، حفظ جنگل و مرتع و مناطق ۴ گانه و حفظ تنوع زیستی واقعا نمی دانیم که چه سیاستی خواهد داشت و چه برنامه هایی را خواهد آورد. امیدواریم از دانشی که امروز وجود دارد استفاده کند و با توجه به شرایط امروز نگاه کهنه به محیط زیست طبیعی را کنار بگذارد.

اسماعیل کهرم نیز درباره وضعیت احتمالی پیش روی سازمان محیط زیست در زمان مدیریت عیسی کلانتری می‌گوید: کلانتری حداقل صریح اللهجه و گردن کلفت هست. من ترجیح می دادم خانم ابتکار بماند و برنامه هایش را تکمیل کند اما الان که رفته کلانتری بهترین گزینه هست زیرا بعضی آدم هایی را برای ریاست سازمان مطرح می کردند که من با ۴۴ سال سابقه اسم آنها را نشنیده بودم. کسی که در این مقام قرار می گیرد باید شخصیت وجیه المله باشد و به هر حال هر کس رئیس سازمان هست مردم باید به او کمک کنند.

محمد درویش هم در این باره می‌گوید: مهم‌ترین ویژگی آقای کلانتری شفافیت و شجاعتش هست. این ویژگی‌ها برای یک رئیس در سطح سازمان محیط زیست ویژگی‌های مثبتی هست. خودش گفته قبول دارد در گذشته اشتباه‌های جدی در دوره هشت ساله وزارت کشاورزی انجام داده و این شجاعت در خیلی از مدیران ما وجود ندارد که اعتراف کنند اشتباه می‌کرده‌اند. امیدواریم با قبول اشتباه‌ها تلاش کند وزن و اقتدار سازمان حفاظت محیط زیست را در بدنه حاکمیت و دولت افزایش دهد و اعتبارات درخورتری برای این سازمان فراهم کند و مردم را به شکل واقعی‌تر شریک تصمیم‌گیری‌ها و مدیریتش کند. ما این امیدواری را برای آقای کلانتری داریم اما قضاوت درباره ایشانرا باید منوط کنیم به زمانی که همکارانش را مشخص و برنامه‌هایش را اعلام کند و ببینیم در طول ماه‌های آینده چگونه رفتار خواهد کرد.