• تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز

رسانه های آمریکایی گفته دادند، تیراندازی در دفتر روزنامه «کپیتال گزت» در ایالت مریلند چندین کشته برجای گذاشت.

به گفته  فانوس ، هنوز آماری از تعداد کشته ها منتشر نشده هست. پلیس در محل حادثه حاضر شده هست.

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

همینک در مجله آنلاین زندگی با گالری عکس و بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش در خدمت شما دوستان گرامی هستیم .

رامین رضاییان یکی از ستارگان فوتبال ایران متولد ۲۷ اسفند ماه ۱۳۶۸ در ساری می باشد .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 5 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

رامین رضاییان دارای مدرک دیپلم است .

او یک خواهر بزرگتر از خود دارد .

او با قد ۱۸۵ سانتی متر در پست دفاع راست و وینگر بازی می کند .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 6 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

عکس های رامین رضاییان بازیکن فوتبال

بازی فوتبال را به صورت حرفه ای در رده نوجوانان و جوانان در سال ۱۳۸۱ آغاز کرد .

به گفته خودش در دوران مدرسه رتبه اول شطرنج و رتبه اول دوی صحرانوردی را به خود اختصاص داد .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 7 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

عکس های اینستاگرام رامین رضاییان

رامین رضاییان هم اکنون در تیم باشگاهی اوستنده بازی می کند .

او پیش از این در تیم های صبای قم ، راه آهن و پرسپولیس بازی می کرد .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 8 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

زندگینامه رامین رضاییان

در سال ۱۳۹۶ بی بی سی اسپرت رامین رضاییان به خاطر بازی هجومی و سانترهای تاثیرگذارش ، یکی از کلیدی ترین مهره های فوتبال ایران معرفی کرد .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 1 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

ازدواج رامین رضاییان

گفتنی است رامین رضاییان مجرد است و تاکنون ازدواج نکرده است .

او بارها اعلام کرده است که پس از پایان فوتبالش ، ازدواج می کند .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 2 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه ، رامین رضاییان در موفقیت های تیم ملی ایران نقش به سزایی را ایفا کرد .

در این جام ، خبر خواستگاری یکی از دختران روسیه از وی در هتل محل اقامتش ، در فضای مجازی و رسانه ها منتشر شد .

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 3 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

تصویر رامین رضاییان در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش 4 بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش

این مطلب از بخش بیوگرافی سایت برای شما گردآوری شده است .

نوشته بیوگرافی رامین رضاییان فوتبالیست و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز







اجتماعی

معاون نظارت و پایش اداره حفاظت محیط زیست استان تهران از تهیه پیش‌نویس برنامه مقابله با پدیده گرد و غبار استان تهران خبر داد و گفت: این پیش‌نویس باید به تصویب کارگروه کاهش آلودگی هوا برسد.

محمد رستگاری در گفت و گو با ایسنا، با بیان اینکه در کارگروه مقابله با گرد و غبار استان تهران پیش‌نویس اولیه برنامه مقابله با پدیده گرد و غبار استان تهیه شده هست، تصریح کرد: این برنامه باید در کارگروه کاهش آلودگی هوای استان تهران که نمایندگان دستگاه‌های مختلف از جمله استانداری در آن حضور دارند به تصویب برسد.

به گفته وی در کارگروه مقابله با گرد و غبار استان تهران که اولین جلسه آن اردیبهشت ماه سال جاری تشکیل شد، نمایندگانی از استانداری، محیط زیست، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان برنامه و بودجه و وزارت جهاد کشاورزی حضور داشتند.

رستگاری ادامه داد: در برنامه مقابله با پدیده گرد و غبار استان تهران به مسائل مختلفی از جمله تامین حق‌آبه تالاب‌ها و ایجاد فضای سبز در سطح استان تهران پرداخته شده هست.


نور خورشید و حرارت سبب افزایش ازن شده هست

معاون نظارت و پایش اداره حفاظت محیط زیست استان تهران در ادامه با اشاره به آلاینده ازن که علت آلودگی هوا در روزهای اخیر بود، گفت: ازن از جمله آلاینده‌های ثانویه هست که از واکنش بعضی گازها مانند اکسیدهای نیتروژن، ترکیبات آلی و هیدروکربن‌ها ایجاد می‌شود. میزان غلظت این آلاینده با شدت گرفتن نور خورشید و حرارت در ماه‌های گرم سال افزایش پیدا می‌کند.

رستگاری در پایان با بیان اینکه خودروها و منابع ساکن آلاینده هوا سبب تولید آلاینده‌هایی مثل اکسیدهای نیتروژن و هیدروکربن‌ها می‌شوند، تصریح کرد: ترکیب این دو نوع آلاینده گازی در کنار نور خورشید به عنوان عامل سوم ازن را شکل می‌دهد پس گازهای اولیه‌ در به وجود آمدن ازن نقش دارند.

انتهای پیام

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز

متاسفانه روز گذشته مهدی فخیم زاده بازیگر و کارگردان سرشناس کشورمان در جاده چالوس دچار حادثه شد و به بیمارستان منتقل شد . شما در ادامه می توانید آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده را بخوانید .

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده

مجتبی خالدی سخنگوی اورژانس کشور درباره انتقال مهدی فخیم زاده بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون به تهران که در شهر چالوس دچار سانحه تصادف شده و در بیمارستان طالقانی چالوس بستری بود، گفت: آقای مهدی فخیم زاده امروز صبح زود از چالوس به بیمارستان ایرانمهر تهران منتقل و در بخش مراقبت های ویژه این بیمارستان بستری شده هست.

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده پس از تصادف

وی که عصر دیروز طی گفتگویی درباره وضعیت هوشیاری مهدی فخیم زاده اعلام کرده بود در افراد عادی سطح هوشیاری ۱۵ هست که در آقای فخیم زاده به ۱۳ رسیده هست، درباره تغییر این وضعیت گفت: سطح هوشیاری آقای فخیم زاده به ۷ رسیده هست.

خالدی درباره اینکه نظر پزشکان معالج درباره تغییر این وضعیت چیست، اظهار کرد:
هنوز پزشکان معالج نظر خود را در این خصوص اعلام نکرده اند.

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده

مهدی فخیم زاده

جزئیاتی از دعای هنرمندان برای شفای مهدی فخیم زاده

نسرین مقانلو نوشت :

پنج شب پیش بعد از سالها شما را در میدان آزادی سر صحنه فیلمبرداریتان دیدم و دوباره صدایتان کردم و گفتم “آقاجان”منم “نسرین” با خوشحالی خندیدی و گفتی خوش اومدی بابا،و با مهربانی و لبخند دلنشینت که کمترکسی دیده جویای حال و احوال من و خانواده ام شدین.
امزوز عصر این خبر ناگوار را شنیدم.
همه ما دعا گویتان هستیم مهربان.🙏😔🎬📽❤

و اما…. عصر امروز در جاده شمال در حین فیلمبرداری با خبر شدم که پدر هنر و دوست و کارگردان بزرگ و بازیگر اسطوره سینما و تلویزیون ایرانمان
استاد:(مهدی فخیم زاده)
بر اثر سانحه تصادف به کما رفتند.
عزیز مهربان استاد شما یکی از
قوی ترین اسطوره های این هنر هستید که در این سالهای عمرم دیدم و افتخار همکاری چند کار را با شما داشتم….. شما یکی از افتخارات هنر ایران زمین هستید و خواهید بود.مطمئنا سلامتی خود را باز خواهید یافت⚘❤🎬📽🎥🙏🇮🇷
از خداوند برایتان سلامتی و طول عمر طولانی را خواهانم،التماس دعا از همه شما عزیزان.

الهه حصاری با انتشار تصویر زیر نوشت :

همه با هم براى سلامتى جناب آقاى فخیم زاده و بهبود هر چه زودتر این هنرمند گرامى از ته دل دعا کنیم 🙏🙏🙏

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده

مهدی فخیم زاده

هنگامه حمید زاده با انتشار تصویر زیر نوشت :

دعا کنیم برای بهبود آقای مهدی فخیم زاده ی عزیز …🙏🌹
فیلم سینمایی یه وقت خماری …🏡

آخرین وضعیت مهدی فخیم زاده

مهدی فخیم زاده

مهر – گردآوری گروه فرهنگی نیک صالحی

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز


درب هر اتاقی که استفاده نمی‌کنید را ببندید تا بقیه فضای خانه خنک‌تر شود و با تاریک شدن هوا هنگام غروب پنجره‌ها را باز کنید تا هوا جریان پیدا کند که این روش تاثیر خوبی در خنک نگه‌داشتن خانه دارد.

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز

به گفته خبری پردیس نیوز از شیراز، نخستین تجربه‌ام از بمباران‌های شیمیایی به سنین نوجوانی باز می‌گردد، زمانی که کتاب «دود پشت تپه» محمدرضا بایرامی مرا با مردم روستای تلخ رود از توابع سراب همراه کرد. تجربه‌ای که هنوز رد آن در ذهنم نقش بسته و فراموش شدنی نیست. 

این بار اما تجربه‌ای دیگر رقم خورد، آن هم در گفت‌‌وگو با کسی که بمباران شیمیایی را با گوشت و پوست خود حس کرده و با هر بار نفس کشیدن سوزش ریه‌اش را احساس می‌کند. نفس‌هایی که خردلی شده و تا پایان عمر این نفس‌ها و چشم‌های خردلی با وی همراه هست. 

اسماعیل جمالی متولد ۲۰ فروردین ۴۳ در شهر نوجین استان فارس هست. تحصیلات ابتدایی را  آنجا گذرانده و به دلیل فراهم نبودن شرایط تحصیل و کار به شیراز مهاجرت کرد و با انقلاب آشنا شد و مسیر زندگی‌اش تغییر یافت.

پردیس نیوز: از آغاز جنگ بگویید و چند ساله بودید؟

جمالی: در شیراز با شخصی به نام سید جواد حسینی که هم معمار بود و هم جز خیران بود، آشنا شدم هم کار می‌کردم و هم در راهپیمایی‌های انقلاب شرکت می‌کردم. در این فاصله هم به روستا می‌رفتیم و پیام انقلاب را به روستا می‌بردیم تا اینکه انقلاب پیروز شد. هنوز شیرینی پیروزی انقلاب در کام مردم ننشسته بود که مشکلاتی به وجود آمد از جمله در استان فارس غائله خوانین به وجود آمد.

منطقه ما کانون خوانین فارس بود. وقتی انقلاب پیروز شد دشمن متوجه شد که با دیگر انقلاب‌ها فرق می‌کند و می‌خواست به هر قیمت آن را مهار کند. پیروزی انقلاب یک بحث خاص بود به گونه‌ای که هنوز بسیاری از کارشناسان درباره آن اظهارنظر می‌کنند و می‌توان راجع به آن کتاب‌ها نوشت. اینکه یک روحانی از نسل سادات با دست خالی در کشوری که ژاندارم منطقه بود، مردم را همراه کند به دشمن ثابت کرد که این انقلاب بر دل‌ها و افکار مردم هست.

دشمن فهمید که انقلاب ایران متکی به نیروی نظامی نیست. هر چند با ایجاد غائله و فتنه می‌خواست انقلاب را مهار کند اما موفق نبود تا اینکه جنگ را بر ما تحمیل کردند که همه دنیا مقابل ایران ایستادند. در مقطعی که کشور تازه انقلاب کرده بود، ارتش نیمه منحل شده بود و سپاه هم وجود نداشت. 

امام هیچ دغدغه و نگرانی نداشت و از جانب مردم مطمئن بود. نزدیک به ۶ ماه از جنگ گذشته بود که همراه با تعدادی از اهالی روستا به جبهه اعزام شدم. من کوچکترین عضو در گروهی بودم که اعزام شدم ۱۶ سالم بود. 

پردیس نیوز: چگونه خانواده را راضی کردید که به جبهه بروید؟ 

جمالی: هیچ مادری راضی نیست که فرزندش را به جنگ بفرستد آن هم در سن ۱۶ سالگی حتی اگر فرزندش یک ارتشی آموزش دیده باشد باز هم راضی به رفتن فرزندش به جبهه و جنگ نیست اما شرایط آن زمان کشور فرق می‌کرد. 

قانع کردن مادرم خیلی سخت بود اما پدرم زودتر راضی شد با این تصور که من به فیروزآباد نرسیده برمی‌گردم و به خاطر ریزنقش بودن و سن کم فکر نمی‌کرد که واقعا بروم. حتی موقع رفتن با حالت خنده گفت ” پسر  تو که می‌خواهی بروی جنگ پول باید در جیبت باشد” به من پول داد با این باور که به جبهه نمی‌رسم. 

پردیس نیوز: در چند عملیات شرکت داشتید و در کدام عملیات مجروح شدید؟ 

جمالی: بعد از اعزام به جبهه ابتدا به منطقه سومار رفتیم و به جنگ‌های نامنظم با عراق پرداختیم. در عملیات‌های خبیر، بدر، والفجر مقدماتی، والفجر یک و تعدادی دیگر شرکت داشتم. در واقع عملیات‌هایی که از سال ۶۰ تا ۲۱ بهمن ۶۴ اجرا شد، شرکت کردم تا اینکه در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو شیمیایی شدم. آخرین عملیات در همان منطقه فاو بود. 

پردیس نیوز: شیمیایی شدن شما چند درصد بود و به چه نحوه مجروح شدید؟ 

جمالی: عصر ۲۶ بهمن اوج عملیات بود که به من ماموریت دادند مهمات به رزمندگان برسانم. مهمات را بار کردیم و با همکاری بچه‌ها رفتیم. جایی که نیروها مستقر شده بودند مرکز مهمات دشمن بود، دشمن وقتی عقب‌نشینی می‌کند جاهایی که مهمات جا گذاشته را بمباران می‌کند. بمباران عراق در فاو و عملیات والفجر ۸ خیلی زیاد بود به گونه‌ای که بیشترین بمباران دشمن در جنگ بود و بیشترین خسارت هم دید. 

داشتم مهمات خالی می‌کردم که همزمان هواپیمای دشمن راکتی را پرتاب کرد. من شیرجه رفتم سمت سنگر، دیدم که راکت ۵ متری من به زمین خورد.  راکت اگر ۵ متری‌ات بخورد پودر می‌شوی اما من متوجه شدم که اتفاقی نیفتاده فهمیدم شیمیایی هست. سریع ماسک را زدم و ماندم مهمات را خالی کردم و سریع برگشتم و اطلاع دادم که فاو شیمیایی زدند. 

بعد از آن برگشتیم تا مجروحان را جابه‌جا کنیم. نزدیک به ۴ ساعت طول کشید تا اینکه سوار ماشین شدیم که به عقب برگردیم. موقعی که سوار ماشین شدم افتادم پایین، هر چه مرا صدا زدند هوشیار نبودم. شهید مهری‌نژاد من را بر می‌گرداند به اسکله. آن موقع جزر و مد بوده و اجازه عبور نمی‌دهند. همزمان ۵ – ۶ شهید هم بوده به اضافه من که یکی از بچه‌ها می‌گوید من با قایق شهدا را می‌برم. 

همه فکر کردن که شهید شدم ما را سوار آمبولانس کردند تا به سردخانه ببرند. من متوجه می‌شدم که ما را می‌برند اما هوشیاری برای نشان دادن واکنشی از خود نداشتم. حالت خواب و بیدار بودم که یکی گفت بچه‌ها را چک کنید. دقیقه ۹۱ بود که متوجه شدند که زنده هستم و مقدمات درمان انجام شد و مرا به تهران انتقال دادند. 

از تمام ناحیه بدن شیمیایی شدم، ۷۵ درصد از ناحیه پوست، ریه و چشم شیمیایی شدم. ۱۳ روز در تهران بودم بعد از آن به همراه ۳۷ نفر برای درمان به کشورهای اروپایی اعزام شدم. 

پردیس نیوز:  با چه نوع گازی مجروح شدید و پس از اعزام به اروپا چه اتفاقی افتاد؟ 

جمالی: در سلاح‌های شیمیایی عراق گاز خردل، سیانور، کلر و دیگر گازهای سمی وجود داشت. من با خردل، کلر و سمی که در اروپا گفتند نامش باران زرد هست شیمیایی شدم. 

کشورهای اروپایی خودشان این سلاح‌ها را ساخته بودند و با پذیرش مجروحان ایرانی می‌خواستند تاثیر آن را بر بدن انسان ببینند و راه درمانش را پیدا کنند، داروها را امتحان کنند. ایران هم با این هدف که جانبازان سند زنده استفاده از سلاح شیمیایی از سوی عراق هستند راضی شد که مجروحان را بفرستد. 

اوایل اسفندماه ۳۷ نفر به صورت اورژانسی با هواپیما به کشورهای اروپایی اعزام شدیم. چندین کشور رفتیم ما را تحویل نگرفتند. آخرین کشور اسپانیا بود که به دلیل آسیب‌دیدگی زیاد با قید ضمانت ما را پذیرفتند. کل بدنم سوخته بود. چشم‌ها بسته بود. ریه آسیب زیادی دیده بود. ۹ تا ۱۰ ماه خارج از کشور بودیم اما هنوز که هنوز هست تحت درمان هستیم و بهتر نشده هست. 

پردیس نیوز: وضعیت تامین دارو برای جانبازان به چه شکل هست؟ 

جمالی:عوارض اصلی روی ریه هست که داروها دیگر تاثیرات خود را از دست داده، سن ما نیز زیاد شده و مزید بر علت. اکنون داروها بخشی از داخل تامین می‌شود و بخشی وارداتی هست. بحث مهم مدیریت داروهاست که مشکلاتی را به وجود آورده هست. 

مدیریتی که برخاسته از تخصص نباشد، نمی‌تواند نیازها را برطرف کند. در بحث دارو و درمان جانبازان باید تشخیص دهند که چه دارویی نیاز هست و چه زمان باید وارد کنند اما متاسفانه به موقع وارد نمی‌کنند یا به موقع توزیع نمی‌کنند. نحوه توزیع خیلی مناسب نیست. بین جانبازان و دیگر بیماران تفکیکی صورت نمی‌گیرد. اگر مدیریت قوی بود بحث درمان بهتر بود. 

بعضی از داروها که واراداتی هست با تحریم‌ها مشکلاتی را به وجود آورده مانند اشک‌های مصنوعی که خودم با آن درگیر هستم البته به تدریج صنعت داروسازی ایران به سمت تولید دارو به ویژه داروی مورد نیاز جانبازان رفته هست اما باید در تحقیقات جدیت بیشتری شود. 

پردیس نیوز: شما به عنوان نماینده ایران در کشورهای اروپایی و کنفرانس‌های مبارزه با سلاح‌های شیمیایی حضور داشتید در این باره هم توضیح دهید. 

جمالی: ۳ کشور اروپایی رفتم هنوز بسیاری از کشورها درباره استفاده از سلاح‌های شیمیایی در جنگ ایران و عراق اطلاعی نداشتند. کنفرانسی در لاهه با حضور ۱۵۳ کشور تشکیل شد. ۲ نفر از ایران بودیم. در این کنفرانس نمایشگاه زدیم و آثاری از جنگ را عرضه کردیم و برای سفرا توضیح دادیم و خیلی از کشورها تعجب می‌کردند از این که ایران هم از سلاح‌های شیمیایی آسیب‌دیده هست. 

برای بخشی از کسانی که متوجه نبودند، توضیح دادیم. از ما به عنوان سند زنده گفته تهیه می‌کردند. سال ۸۷ بیش از ۱۱ ساعت مصاحبه تلویزیونی از اکثر کشورها داشتیم تا توانستیم مظلومیت ایران را نشان دادیم و اتفاقات خوبی در مبارزه با سلاح‌های شیمیایی افتاد. سال ۹۵ هم در کنفرانس‌هایی که تشکیل می‌شد، حضور پیدا کردیم آنجا اعلام کردیم که ما هیچ وقت از سلاح‌های کشتار جمعی استفاده نمی‌کنیم بلکه خودمان قربانی هستیم. 

پردیس نیوز: ماجرای رفتن شما از سر سفره عقد چه بود؟ 

جمالی: روستائیان زود ازدواج می‌کنند. آن زمان من ۲۰ سالم بود. دو خواهر داشتم که من را رها نمی‌کردند و هر زمان از جبهه برمی‌گشتم حرف ازدواج را پیش می‌کشیدند. من هیچ دختری را ندیده بودم در نهایت خانواده خواهر شهید غلامی را به من معرفی کردند و من پذیرفتم در صورتی که حتی یک بار هم ندیده بودمش. در فاصله ۱۰ تا ۱۲ روز که روستا بودم مقدمات عروسی را فراهم کردند. 

روزی که قرار بود شب خطبه عقد جاری شود، برای اطلاع از وضعیت واحد، اعلام آمادگی برای حضور و تعارف بچه‌های واحد به جشن عقد برای تلفن زدن به بالاده کازرون رفتم. زنگ زدم ستاد گفتند صبر کنید تا به واحد وصل شوید تا بعد از ظهر ماندیم و وقتی تماس گرفتیم به شوخی به من گفتند که عملیات هست و پاشو بیا. 

من به روستا برگشتم و می‌خواستم به جبهه برگردم. پدرم راضی نمی‌شد و مادرم هم اصلا نفهمید که رفتم. آن شب جلسه عقد در غیاب داماد برگزار شد. آن زمان مهر ۶۴ بود، وقتی به جبهه برگشتم فهمیدم عملیاتی در کار نبوده و بچه‌ها شوخی کردند اما دیگر برنگشتم تا اینکه بهمن ماه که والفجر ۸ بود مجروح شدم و بعد از آن ۹ ماه خارج از کشور بودم تا اینکه یک سال بعد از تاریخ عقد  برگشتم و همسرم را دیدم. 

پردیس نیوز: از شما کتاب‌هایی در زمینه دفاع مقدس منتشر شده، چه شد که به نویسندگی روی آوردید؟  

جمالی: همیشه نگرانی داشتم که دفاع مقدس ناگفته بماند. جرقه اصلی نوشتن کتاب در بلژیک زده شد. در منطقه‌ای که از جنگ جهانی اول و دوم باقی مانده بود کتاب‌های زیادی از خاطرات سربازان و فرماندهان جنگ جهانی اول و دوم قرار داده بودند. من تعجب کردم و با خودم گفتم  «آنها که جنگشان تجاوز بوده، فیلم ساختند و کتاب نوشتند چرا ما برای دفاع مقدسمان این کار را نکنیم». 

در بحث شیمیایی اگر بخواهیم کار عمقی شود باید دانشگاه وارد شود. در حوزه تخصصی و اختیار من نیست. دفاع مقدس هنوز جای کار دارد هر کس باید به فراخور توانایی که دارد، اقدام کند. 

“چشم‌های خردلی” به نوعی زندگی نامه خودم هست، “همپا” به نوعی بیان نقش بانوان در دفاع مقدس هست، “لاله تنگاب”، “پسران حوا”،  “پنج یار دبستانی” و  “قاب فیروزه” کتاب‌های چاپی من هست و کتاب آخر هم که زیر چاپ هست داستان‌های کوتاه درباره دفاع مقدس برای نسل امروز هست. 

گفت‌وگو از حلیمه زارع 

انتهای پیام/ح

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز

رکنا: با دستان سوخته اش با حنا به روی دست گردشگران طرح می زند تا شاید با مزدی که می گیرد بتواند روزی از خانه ای که روایتگر روزهای سخت کودکی اش هست رهایی یابد.

به گفته رکنا ، ۱۰ ساله بود که از پشت پنجره خانه ۲۰ متری شان با صحنه سوختن مادرش مواجه شد.
“بُشرا” برای نجات مادر سراسیمه به حیاط خانه می رود و با دستان کوچکش برای خاموش کردن پیکر مادر تلاش می کند اما تلاش هایش تنها سوختگی دستانش را در پی دارند.
تصمیم مادر جدی تر از آنی هست که در ریختن بنزین به روی لباس های خود خساست به خرج دهد. او تمام لباسهایی که بر تن داشت را غرق در بنزین کرده و به یکباره کبریت را روشن می کند.
بدن مادر کاملا در شعله های آتش می سوزد و قبل از اینکه او را به درمانگاه برسانند، جانش را از دست می دهد.
از او یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر بچه ۲ ساله به یادگار می ماند. از آن ماجرا اکنون ۸ سال می گذرد و بشرا امروز دختری ۱۸ ساله هست که به علت بعضی مشکلات، پس از آنکه مادر خود را از دست داده، دیگر به مدرسه هم نرفته هست.
کارش امروز نقش بستن حنا به روی دستان مسافرانی هست که برای بازدید از جاذبه های سطح جزیره کیش از مرکز جزیره خارج شده و به سمت اطراف آن حرکت می کنند.
برای دیدار با او به یکی از محروم ترین مناطق کشور پا می گذاریم.
۲۰ کیلومتر از مرکز شهر و خیابان های پر زرق و برق جزیره کیش که دور می شویم به نقطه ای سیاه در جزیره می رسیم. منطقه ای روستایی و فقیر نشین با در و دیوارهای سیمانی، کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ، خانه هایی یک طبقه که در هر کدام از آنها بیشتر از ۵ خانوار ساکن هستند.
نام منطقه “سفین” هست. قرار ملاقات در خانه ای کوچک گذاشته خواهد شد.
برای رسیدن به خانه، باید از بازار ماهی فروش ها عبور کرد. پس از آن به کوچه ای می رسیم که تردد خودروها در آن تقریبا غیر ممکن هست.
خانه ای با یک در چوبی، همان مقصدی هست که خانه بچگی های بشرا بوده هست.
وارد حیاط خانه که می شویم، بوی خاصی به مشام می رسد. این طور به نظر می رسد که در حیاط خانه گوسفند نگهداری خواهد شد. کمی جلوتر، یک طویله درست در انتهای حیاط خانه به چشم می خورد.
دور تا دور حیاط را اتاق هایی تشکیل داده اند که هر کدام متعلق به یک خانوار هست.
صاحب دومین اتاق خانه، بشرا و برادرش هستند. خبری از پدر خانواده نیست و بعد مشخص خواهد شد که او پس از خودسوزی همسرش و درست یک هفته بعد از این اتفاق روستا را ترک کرده و تاکنون خبری از او نشده هست.
برای گفت و گو با بشرا دختری که هنوز دوست دارد درس خواندن را ادامه دهد وارد اتاق می شویم.
دیوارهای اتاق سیمانی هست. کف اتاق تنها یک موکت قرمز رنگ خودنمایی می کند. یک تلویزیون قدیمی، یک گلدان بزرگ و یک پشتی کوچک تنها وسایلی هستند که در اتاق ۲۰ متری که حکم یک خانه را دارد خودنمایی می کنند اما بیش از این وسایل، یک قاب عکس هست که به روی دیوار زده شده و نمایانگر عکس یک زن به همراه دو فرزندش هست.
بشرا در ابتدای این گفت و گو ما را با خود به روزهای سخت گذشته اش همراه می کند.
وی با اشاره به روزی که برای همیشه مادر خود را از دست می دهد می گوید: ظهر یک روز تابستانی که هوا هم به شدت گرم بود، مادرم به حیاط رفت و زمانی که من از پنجره اتاق حیاط را نگاه کردم با صحنه ای مواجه شدم که هیچ گاه از ذهنم بیرون نمی رود. حتی یادآوری آن صحنه هم برایم عذاب آور هست.
بشرا می افزاید: پدر و مادرم همیشه با یکدیگر اختلاف داشتند. از مادر بزرگم شنیده ام که مادرم بعد از ازدواج با پدرم اختلاف زیادی داشته و بارها بحث طلاق را مطرح کرده هست اما به این خاطر که در روستای ما طلاق هیچ جایی ندارد، برای رسیدن به خواسته اش، مرگ را انتخاب می کند.
وی در خصوص ترک خانه از سوی پدرش می گوید: یک هفته بعد از فوت مادرم، پدر خانه را ترک کرد و تاکنون نیز خبری از او نشده هست. او خود را مقصر مرگ مادرم می دانست و نگاه روستائیان نیز به او تغییر کرده بود. گمان می کنم پدر هیچ گاه نتوانست از زیر بار نگاه های سنگین اهالی روستا خارج شود و به همین خاطر ترک خانه را به ماندن در کنار ما ترجیح داد.
بشرا زندگی در یک روستا آن هم در ۲۰ کیلومتری یک جزیره را دشوار می داند و می گوید: در روستای ما مردان همه صیاد هستند و برای زنان هم هیچ کاری نیست. زمانی برای کار به جزیره رفتم و قرار شد در یکی از هتل هایی که چندان معروف هم نبود به عنوان خدمتکار مشغول به کار شوم. در آن هتل زن هایی از سومالی، فلیپین و نیجریه اقامت داشتند و گاه اتفاق هایی در آنجا می افتاد که همان هفته های ابتدایی حضورم ترجیح دادم کار کردن را کنار بگذارم.
وی در خصوص تامین هزینه های خود و برادرش می گوید: پدر بزرگم صیاد هست و تاکنون او مخارج ما را تامین کرده هست اما چند وقتی هست که با دایر شدن یک خانه تاریخی در روستای سفین، پای گردشگران به روستای ما باز شده و همین موضوع منبع درآمدی برای من نیز شده هست.
بشرا می افزاید: این مکان تاریخی، خانه بومیان نام دارد و گفته خواهد شد قدمت بنای آن بیش از ۲۰۰ سال هست. خانه متعلق به یک تاجر مروارید بوده و برای گردشگران جذابیت زیادی دارد.
وی با بیان اینکه ” با بستن نقش حنا به روی دست گردشگران از آنها پول می گیرم” می گوید: نقش بستن حنا به روی دست زنان و دختران، یکی از سنت های مردم جنوب هست. حتی روز عروسی یک دختر در جنوب بیش از آنکه او را آرایش کنند برایش نقش حنا می بندند. گردشگران نیز از این سنت استقبال کرده و برای طراحی این حنا ها به روی دستانشان اعلام آمادگی می کنند.
بشرا می افزاید: مبلغ پایه برای یک نقش حنای زیبا ۱۰ هزار تومان هست اما گاهی افرادی هستند که حاضر می شوند بهای بیشتری را بابت این نقش و نگارها پرداخت کنند.
وی در خصوص شرایط حال حاضر برادرش می گوید: برادرم اکنون به مدرسه می رود اما من بعد از فوت مادرم ترک تحصیل کردم. به خاطر علاقه زیادم به تحصیل، حاضر نشدم که اجازه دهم برادرم درس نخواند به همین خاطر با هر سختی که شده، شرایط را برای تحصیل برادرم فراهم کردم.
بشرا آرزو می کند که بتواند روزی برادرش را از خانه قدیمی که حکایت گر روزهای سیاه زندگی خانوادگی شان هست خارج کند و می گوید: تمام تلاش من این هست که بتوانم خانه ای برای خود و برادرم تهیه کنم تا بتوانیم به همراه پدر بزرگ و مادر بزرگ روستا را ترک کنیم. این خانه هیچ گاه محیط دوست داشتنی برای من و برادرم نبوده و از کودکی آرزویم ترک آن هست.

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز







اجتماعی

رئیس انجمن اولیاء و مربیان شهر تهران با بیان اینکه نصب جی. پی. اس در سرویس مدارس از جمله ابزار نظارتی ماست گفت: سرویس‌های مدارس را ملزم کردیم طی یک پروسه سه ساله مجهز به جی.پی.اس شوند. بر این اساس باید هر سال ۳۵ درصد از سرویس‌ها این نرم افزار را نصب کنند که در سال گذشته ۳۷ درصد سرویس‌ها به آن مجهز شدند. براین اساس باید امسال ۳۵ درصد دیگر و مابقی تا پایان سال آینده جی.پی. اس روی خوردوی خود نصب کنند.

کامیاب صدری در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به مصوبه شورای شهر برای ایمنی حمل و نقل دانش‌آموزان اظهار کرد: شورای شهر از ما برای مشورت و حضور در جلسات مربوط دعوت نکرده‌ بود، اما یک نکته مهم وجود دارد که ضرورت آسیب‌شناسی و ایمنی راه‌ها و حمل و نقل هست. در همین راستا چند نهاد از جمله شورای عالی ایمنی راه‌های وزارت راه و شورای عالی ایمنی و ترافیک و دفتر هماهنگی حمل و نقل عمومی وزارت کشور سندی تحت عنوان آسیب شناسی و ایمنی راه‌ها و حمل و نقل آماده و تنظیم کرده‌اند که در دست بررسی در دولت هست و پس از تصویب ابلاغ خواهد شد.

وی افزود: از سوی دیگر کارگروه ماده ۱۹ که در بحث حمل و نقل و سرویس مدارس تصمیم گیری می‌کند و متشکل از نمایندگان سه دستگاه آموزش و پرورش، وزارت راه و وزارت کشور هست امسال تغییراتی در دستورالعمل سرویس مدارس ایجاد کرده که هفته گذشته از سوی وزیر کشور ابلاغ شد و در آن به ایمنی حمل و نقل دانش آموزان تاکید و اشاره شده هست.

رئیس انجمن اولیاء و مربیان شهر تهران با بیان اینکه  دغدغه اعضای شورای شهر نیز این بوده که سندی در این زمینه تهیه و به افزایش ایمنی حمل و نقل دانش آموزان کمک کند گفت: اگر این عمل، موازی کاری با برنامه‌های کشوری نباشد ما هم بر آن تاکید می‌کنیم و موافق هستیم، زیرا سال‌های گذشته این نقد را به شهردای وارد می‌کردیم که ایمنی خودروها را برای سرویس مدارس به صورت جدی مدنظر داشته باشند. خوب هست یکبار بررسی کنیم واقعا خودروهای ما چقدر ایمن هستند؟ آیا از سیستم هایی با رعایت استانداردهای کامل ایمنی استفاده می‌شود و تسهیلات خاصی برای نوسازی ناوگان حمل و نقل دیده می‌شود؟.

صدری افزود: ورود شورای شهر به این مقوله خوب بوده و از شهرداری خواسته طی دوماه آینده لایحه‌ای را ارائه کند. امید هست شهرداری با نگاه به نوسازی ناوگان حمل و نقل و استانداردسازی خودروها اقدام به تنظیم این سند کند. 

وی با بیان اینکه در انجمن اولیاء و مربیان وارد بخش سخت افزاری نمی‌شویم و در بعد ساماندهی، نظارت و صدور مجوزهای قانونی فعالیت می‌کنیم گفت: نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد آموزش و نظارت هست. اگر در چند سال اخیر کمترین میزان حوادث را در حوزه حمل و نقل و سرویس مدارس شاهد بودیم قوی عمل کردن انجمن اولیاء و مربیان در بعد آموزش و نظارت بوده هست. ضمن آنکه پلیس همیشه کنار ما بوده و در بحث آموزش رانندگان و دریافت مستندات قانونی که یک شرکت حمل و نقل باید از آن برخوردار باشد و همچنین تاییدیه‌هایی چون معاینه فنی به خوبی عمل کرده هست.

رئیس انجمن اولیاء و مربیان شهر تهران ادامه داد: پس یک علت اینکه از رفتارهای نا ایمن بری بوده‌ایم این هست که به حداقل های لازم در سال های قبل عمل کرده‌ایم که البته کافی نیست. موافق هستیم اقدامات تکمیلی با تخصیص بودجه و تاکید بر نوسازی ناوگان حمل و نقل صورت گیرد و چارچوب مشخصی در بعد نظارتی تعریف کنیم.

صدری با بیان اینکه نصب جی. پی. اس در سرویس مدارس از جمله ابزار نظارتی ماست گفت: سرویس‌های مدارس را ملزم کردیم طی یک پروسه سه ساله مجهز به جی.پی.اس شوند. بر این اساس باید هر سال ۳۵ درصد از سرویس‌ها این نرم افزار را نصب کنند که در سال گذشته ۳۷ درصد سرویس‌ها به آن مجهز شدند. بر این اساس باید امسال ۳۵ درصد دیگر و مابقی تا پایان سال آینده جی.پی. اس روی خوردوی خود نصب کنند. 

وی افزود: جی.پی.اس کمک می‌کند اطلاع پیدا کنیم راننده در چه مسیری حرکت می‌کند، مسافر بیش از ظرفیت سوار می‌کند یا خیر؟. همچنین قصد داریم سرویس‌ها را به نرم افزاری مجهز کنیم که طبق آن ساعت رسیدن خودرو به در منزل را به والدین اطلاع می‌دهد و مشخصات و تصویر راننده در آن مشخص هست.

رئیس انجمن اولیاء و مربیان شهر تهران تاکید کرد: این امکانات را در شهر تهران علیرغم نبود تسهیلات و امکانات و با دست خالی شروع کرده‌ایم و با کمترین امکانات کار خود را انجام می‌دهیم و ورود شهرداری می‌تواند خوب و کمک کننده باشد.

انتهای پیام

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز


رژیم صهیونیستی مدت‌هاست تقلا دارد چهره منفور خود نزد افکار عمومی ایران را اصلاح کند، این رویکرد جدید هم بخشی از سیاستی هست که تاکنون ناکام مانده هست.

  • تاریخ : ۸ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : نیوز

به گفته خبری پردیس نیوز از اسلامشهر، با فرا رسیدن فصل برداشت محصول گندم و جو بعضی کشاورزان بعد از برداشت محصول مبادرت به آتش زدن بقایای برجای مانده از برداشت گندم و جو می‌کنند، این در حالی هست که سوزاندن آثار به جا مانده مزارع پس از برداشت محصول، سنت نادرستی هست که هنوز در بین بعضی کشاورزان مرسوم هست.

آتش‌سوزی هر ساله این محصولات خسارات مالی فراوانی به کشاورزان و اقتصاد جامعه وارد می‌کند، با توجه به اینکه محصول گندم بسیار خشک هست و وزش باد نیز از عواملی هست که سبب تسریع و شدت آتش‌سوزی می‌شود و علاوه بر آسیب رساندن به خاک و آلوده کردن هوا، سبب مشکلات زیست‌محیطی زیادی برای مردم و اکوسیستم منطقه شده و احتمال گسترش آتش به دیگر نقاط را افزایش می‌دهد؛ به همین سبب و براساس ماده ۶۸۸ قانون تعزیرات، آلودگی محیط‌زیست جرم هست و تا یک سال حبس برای آن دیده شده هست.

با وجود موانع قانونی، بعضی کشاورزان اسلامشهری همچنان اقدام به آتش زدن زمین کشاورزی برای کشت دوم می‌کنند، این در حالی هست که این زمین‌ها بعضاً در مجاورت مناطق مسکونی بوده و دود آن به چشم ساکنان مناطق اطراف می‌رود.

گفته از محمدرضا عباسی

انتهای پیام/ح